محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
256
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
گوارا و شيرين باشد ، روى ديگرش تلخ و دردناك است . » « 1 » ( ثمرها الفتنة ) فساد و گمراهى از آن ناشى مىشود . ( و طعامها الجيفة ) سرانجام دنيا مردار است ؛ همانگونه كه انسان در خاك چنين مىشود . ( و شعارها الخوف ) ضعيفان از نيرومندان مىترسند و ثروتمندان از زوال نعمت و انقلاب و قيام تهيدستان مىترسند . ( و دثارها السّيف ) درگيرى و كشاكش بر سر پادشاهى و ديگر جلوههاى دنيا فراگير شده بود . ( فاعتبروا عباد اللّه و اذكروا تيك ) حرف اشاره به زشتىها بازمىگردد . ( الّتي آباؤكم و إخوانكم بها مرتهنون و عليها محاسبون ) انسان براى لغزشهاى كوچك نيز بايد پاسخگو باشد و كيفر پس دهد . در روايات آمده است : « از گناهان كوچك بپرهيزيد ؛ چرا كه انسان به آنها فراوان دست مىزند تا آنجا كه همگى جمع گشته و او را هلاك مىسازند . » « 2 » پيش از اين گذشت كه دنياى نكوهيده شده ، همان دنياى ستمگرى و بهرهكشى و فساد و گمراهى است و اما دنياى خير و دانش سودمند و عمل صالح ، دنيايى الاهى است و راه رسيدن به خوشنودى و بهشت خداوند است . چه دليلى بالاتر از آنكه خداوند خود خير دنيا را به خير آخرت و شر دنيا را به شر آخرت پيوند داده است : « پس هر كه هموزن ذرهاى ، نيكى كند نتيجه آن را خواهد ديد و هر كه هموزن
--> ( 1 ) . « و إن جانب منها اعذوذب و احلولى أمرّ منها جانب فأوبى » خطبه : 111 . ( 2 ) . « إياكم و محقّرات الذنوب فإنّها تجتمع على العبد و هو يستعين بشأنها حتّى تهلكه » مسند احمد : 1 / 402 ؛ شرح الأزهار : 3 / 551 .