محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
254
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
نشانههاى هدايت كهنه و ويران شده بود . پرچمهاى هلاكت و گمراهى آشكار و دنيا با قيافه زشتى به مردم مىنگريست و با چهرهاى عبوس و غمآلود با اهل دنيا روبرو مىگشت . ميوه درخت دنيا در جاهليّت فتنه بود و خوراكش مردار بود . در درونش وحشت و اضطراب و بر بيرون شمشيرهاى ستم حكومت داشت . اى بندگان خدا عبرت گيريد و همواره به ياد زندگانى پدران و برادران خود در جاهليّت باشيد كه از اين جهان رفتند و در گرو اعمال خود بوده ، برابر آن محاسبه مىگردند . واژهشناسى الهجعة : خواب سبك شب . اعتزام الفتن : چيرگى بر فتنهها . تلظّ : شعلهور شدن آتش . الإغورار : رفتن . درست : كهنه شد و از بين رفت . الرّدى : سقوط و هلاكت . الشّعار : پيراهنى كه بدن را مىپوشاند . الدّثار : آنچه روى پيراهن مىآيد . الدّاثر : هلاككننده . ساختار ادبى قد درست . . . : كل جمله حال براى « دنيا » است . تيك : حرف اشاره مونث به معناى « تلك » است .