محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
252
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
منبع حق و ارزش مىگمارند . ( كأنّ كلّ امرئ منهم إمام نفسه ) خرد و انديشههايشان را بالاتر از علم و حكمت خداوند مىگمارند و چه درست فرموده است خداوند : « آيا آن كس كه هواى نفس خود را معبود خويش گرفته است تو مىتوانى ضامن او باشى ؟ ! » « 1 » ( قد أخذ منها فيما يرى بعرّى ثقات و أسباب محكمات ) ضمير « منها » به « نفسه » بازمىگردد . معناى اين بند آن است كه آنان در تشريع احكام و شناخت مسائل به هواهاى نفسانى خويش تكيه مىكنند و با اين حال خود را جزو كسانى مىشمارند كه به عروة الوثقاى خداوند دست آويخته و بر مبناى گزارههاى دينى قطعى عمل مىكنند . اين ويژگىها و عيبها درباره بسيارى از روحانيون معمم امروز درست است . . . جهل و غرور و . . . كه عمامه سفيد يا سياه آنها را پوشانيده است . شكايت به درگاه خدا مىبريم .
--> ( 1 ) . أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ أَ فَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا فرقان / 25 : 43 .