محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

233

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

از پروژه‌هايش دست به كار اشتباهى بزند و يا شيميدان در انجام آزمايش بر مواد خطا كند . . . اما با اين همه او ناگزير است كه به راى خويش عمل كند و ما نيز به آن پايبند باشيم ؛ زيرا نپذيرفتن اين نظر به معناى انكار پايه علم و دانش است . خلاصه آن‌كه يك كارشناس چه فقيه يا پزشك يا مهندس و يا . . . باشد ، نظراتش را بر پايه تلاش و اجتهاد و بررسىهاى خويش ابراز مىدارد ؛ نه آن‌كه الزاما نظرات او صددرصد مطابق با واقع باشد . با اين همه ما اين نظرات را واقعى و درست در نظر مىگيريم و اگر چنين نباشد ، در علم به‌طور كلى بر ما بسته مىشود . . . ناگفته نماند كه دانشمند هرچه بيشتر بفهمد و انديشه كند و بر دانشش افزوده شود ، امكان خطا در او بيشتر شده و نقدپذيرى وى افزون مىگردد . به‌عبارت ديگر ، خودرايى و نقدستيزى افراد به اندازه علم و دانش آنها است . ( مصباح ظلمات كشّاف عشوات مفتاح مبهمات دفّاع معضلات دليل فلوات ) دانش او بر حق و مناره‌اى بر فراز شريعت است . ( يقول فيفهم ) او آن‌چه را ايمان ندارد ، نمىگويد و سخنان غيرواضح و معانى نامشخص بر زبان نمىآورد ؛ همان‌گونه كه نوابغ سخنگويى چنين هستند . ( و يسكت فيسلم ) سخنانى را نمىگويد كه نبايد گفت و در نتيجه از اشتباهات و گناهان مصون مىماند . در روايات اهل‌بيت عليهم السّلام آمده است كه « حق خداوند بر بندگان آن است كه تنها آن‌چه را بگويند كه مىدانند و در مواردى كه نمىدانند ، سكوت اختيار كنند . » « 1 »

--> ( 1 ) . « حقّ اللّه على العباد أن يقولوا ما يعلمون و يقفوا عند ما لا يعلمون » الكافى : 3 / 42 ، ح 7 و 12 ؛ توحيد صدوق : 459 ؛ منية المريد : 215 .