محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

220

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

از خدا و همه مردم به دليل نداشته‌هايش بيزار است و كسى كه عجب داشته باشد ، خود را برتر از همه مردم مىبيند . . . به هرروى ، اگر كسى گرفتار حسد شد بايد زبان خود را از باطل به دور نگه دارد ، چرا كه حسد به خودى خود گناه نيست ، بلكه موجب گناهانى مانند غيبت ، دروغ و سخن‌چينى مىشود . براى همين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايد : « اگر حسد كردى ، ستم روا مدار . » « 1 » پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نمىفرمايد ، حسد نداشته باشيد و اگر نيز چنين گويد منظورش آن است كه حسد تو ، موجب انجام كارهاى بد نشود ؛ چرا كه تكليف به ترك حسد ، به نوعى تكليف به ما لا يطاق است . ( و لا تباغضوا فإنّها الحالقة ) خشم و كينه ، دين را از بين مىبرد ؛ همان‌گونه كه تيغ موى بدن را مىكند . خداوند مىفرمايد : « اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد همگى به اطاعت خدا درآييد و گامهاى شيطان را دنبال مكنيد كه او براى شما دشمنى آشكار است . » « 2 » ( و اعلموا أنّ الأمل يسهي العقل و ينسي الذّكر فأكذبوا الأمل فإنّه غرور و صاحبه مغرور ) آرزو به خودى خود بد يا خوب نيست ؛ بلكه نتايج و آثار آن مهم است و بر اساس آن ، خوب يا بد مىشود . داشتن آرزو در زندگى و حتى اگر از نوع آرزوهاى دراز باشد ، با وجود تقوا و نيكوكارى امرى ستوده است ؛ اما اگر همراه با بدكارى و حرص گردد ، نكوهيده مىشود ؛ چرا كه عقل را از راه صواب كور ساخته و غرور را در جان آدميان برمىانگيزد و مانع از انديشه در

--> ( 1 ) . « إذا حسدت فلا تبغ » فتح البارى : 10 / 213 ؛ سبل السلام : 4 / 182 . ( 2 ) . يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ » بقره / 2 : 208