محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

20

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

از روايات نهى مطلق از بيزارى ، خصوص بيزارى قلبى و حقيقى باشد و شامل بيزارى جستن زبانى و ظاهرى نگردد . » « 1 » از نظر نگارنده ، در صورت وجود زمينه ناامنى و ترس و با وجود ايمان قلبى ، تظاهر به برائت ايرادى ندارد . دليل نخست بر اين نظر ، عموم رواياتى است كه تكاليف را در مواقع ضرر ساقط مىكند . دليل دوم اين آيه شريفه است : « . . . جز آن‌كه ناگزير شود و در عين حال ، ايمان در دلش استوار باشد . » « 2 » دليل سوم آنكه ، كشته شدن شيعيان مخلص به قطع يارى ولايت مىانجامد و زيانهاى بزرگ در آن است . اين چنين زيانى از آسيب گفتن چند كلمه كه ضررى به امام عليه السّلام نمىرساند خيلى بيشتر است . اگر كسى در اثر تن ندادن به بيزارى از امام عليه السّلام كشته شود ، چگونه خواهد بود و آيا گناهكار به شمار مىآيد ؟ در پاسخ به اين پرسش مىتوانيم به شواهد تاريخى چندى اشاره كنيم . حجر بن عدى و ميثم تمار از ياران ويژه امام عليه السّلام هر دو به اين دليل كشته شدند . بنابراين تن دادن به اظهار بيزارى و يا كشته شدن ، هر دو در چنين موقعيتهايى جايز هستند . از امام باقر عليه السّلام درباره حال دو نفر از كوفيان پرسيده شد : از آن دو خواسته شده بود كه از امير مؤمنان عليه السّلام بيزارى جويند ، يكى از آنها پذيرفت و جان به سلامت برد و ديگرى نپذيرفت و كشته شد . امام عليه السّلام در پاسخ فرمود : نفر نخست ، فقيهى دين‌شناس است و به آيه إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ عمل كرده است و دومى در رسيدن به بهشت ، شتاب

--> ( 1 ) . رسالة التّقية ، شيخ انصارى ، پيوست كتاب المكاسب : 320 . ( 2 ) . . . . إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ . . . نحل / 16 : 106 .