محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
187
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
نوميدى و تلخى همگى جمع شده . . . و سرانجام گريه و فرياد و شيون خانواده و دوستان كه هيچ كارى از دستشان برنمىآيد . . . و شگفت آنكه گريه و زارى مىكنند و باز عبرت و پند نمىگيرند ! ( ثمّ أدرج في أكفانه مبلسا و جذب منقادا سلسا ) ساكت و آرام در كفنش نهاده مىشود و از خود ممانعتى نشان نمىدهد . ( ثمّ القي على الأعواد رجيع و صب و نضو سقم ) پس از تحمل بيمارىها و سختىهاى فراوان ، در گور نهاده مىشود . ( تحمله حفدة الولدان و حشدة الإخوان ) « حفدة » در اينجا جمع « حافد » است و به نوكران و ياران و پيروان گفته مىشود و منظور آن است كه جنازه وى بر دوش آنان برده مىشود . ( إلى دار غربته و منقطع زورته و مفرد وحشته ) او را تنها و غريب به گور مىسپارند . ( حتّى إذا انصرف المشيّع و رجع المتفجّع اقعد في حفرته نجيّا لبهتة السّؤال و عثرة الامتحان ) پس از نهادن در گور و ريختن خاك بر او همه پيوندهاى او با مردم دنيا بريده مىشود و همه آه و نالههايش خاموش مىگردد و تشييعكنندگان به راه خويش مىروند و آه و نالههايشان خاموش مىشود و به مرور زمان فراموش مىشود . در روايات متواتر از شيعه و سنى ثابت شده است كه مرده در قبر حسابرسى مىشود ؛ گرچه برخى از متكلمان ، آن را انكار كردهاند . يكى از آياتى كه موافقان حسابرسى در گور به آن استناد مىكنند عبارتست از : « اينك هر صبح و شام بر آتش عرضه مىشوند و روزى كه رستاخيز برپا شود فرياد مىرسد كه فرعونيان را در سختترين انواع عذاب درآوريد . » « 1 » از اين
--> ( 1 ) . النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوًّا وَ عَشِيًّا وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ غافر / 40 : 46 .