محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
174
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
حسابرسى رهايى يا بى ؟ دوستش گفت نه . زاهد گفت : اما من آرزو مىكنم درختى باشم كه چهارپايان آن را خورده و سپس به صورت پشكل از آنها در بيابانها افتم و در عوض از حسابرسى روز قيامت برهم . من از آن مصيبت بزرگ هراسانم . خداوند مىگويد : « و در آن روز كتاب اعمال نيك و بد خلق را پيش نهند و اهل عصيان را از آنچه در نامه عمل آنها است ، ترسان ببينى ! در حالى كه با خود گويند اى واى بر ما ! اين چه كتابى است كه اعمال بزرگ و كوچك ما را وانگذارده و همه را شمرده است . در آن كتاب ، همه اعمال خود را حاضر ببينند و خدا به هيچ كس ستم نخواهد كرد . » « 1 » به هر روى انسان مومن ، بايد به حساب و پاداش عادلانه ايمان داشته باشد و نسبت به تفاسير و جزئيات آن مسئوليتى نداريم . ( فاتّقوا اللّه عباد اللّه تقيّة ذي لبّ شغل التّفكر قلبه ) در هر آيه و پندى انديشه به كار گرفته و تدبّر كرده و از آنها سوده برده است . . . خردمند ، انديشه فراوان به خرج داده تا بر هدايت و بصيرت ، گام بردارد . ( و أنصب الخوف بدنه ) ترس از خدا موجب شده كه در راه خوشنوديش تلاش كند و بدن خويش را به سختى اندازد تا از خشم و عذاب خداوند در امان ماند . ( و أسهر التّهجّد غرار نومه ) شبهاى فراوان را به عبادت بيدار مانده است . بهترين نوع عبادت خدمت كردن به مردم و انجام كارهاى عام المنفعه است . ( و أظمأ الرّجاء هواجر يومه ) مؤمن واقعى به وعدههاى پاداش خداوند شوق فراوان دارد ؛ همانند تشنهاى در شدت گرما كه شوق به آب دارد . طمع
--> ( 1 ) . وَ وُضِعَ الْكِتابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَ يَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً كهف / 18 : 49 .