محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

164

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

يكى از دانشمندان فيزيولوژى به نام « آلكسيس كارل » در كتاب « انسان موجود ناشناخته » مىگويد « هر عضوى از بدن انسان ، آگاه و با شعور است و مىداند كه چه كارى را اكنون بايد انجام بدهد و براى چه كارى در آينده بايد آماده شود و اين آگاهى را به سود بدن به كار مىگيرد . بدن از همه سودها و زيانهاى خويش آگاه است و نيز هرچه در نزديكى و دور او رخ مىدهد . » شكى نيست كه اعضا بدن چيزى را درك نمىكنند . . . ليكن هيچ سامانه منظم و مستمرى وجود ندارد كه بدون هدف مشخص و سرانجام مشخصى كار كند . فيلسوفان به اين قاعده ، قانون غايت مىگويند . بديهى است كه اعضاى بدن وسيله و نه غايت هستند . بنابراين ، شخص دانا و حكيمى اين اعضا را آفريده و ترتيب داده است و آنها را وسيله دستيابى انسان به مصالح و اهدافش قرار داده است . ( و قدّر لكم أعمارا سترها عنكم ) زندگى انسان ، بدون ترديد روزى به پايان مىرسد و ليكن چه زمانى و كجا و چگونه ؟ تنها خداوند مىداند : « هيچ كس مگر به فرمان خدا نخواهد مرد كه اجل هر كس در لوح قضاى الهى به وقت معين ثبت است . . . » « 1 » ( و خلّف لكم عبرا من آثار الماضين قبلكم ) خداوند آثار گذشتگان را فرا رويتان نهاده است تا مايه بصيرت شما گردد و شما را از معصيت بازدارد . آن‌گاه امام عليه السّلام به برخى از اين آثار اشاره مىكند : ( من مستمتع خلاقهم و مستفسح خناقهم ) « مستمتع » و « مستفسح » اسم مفعول هستند و معناى اين بند آن است كه خداوند ، زندگى گذشتگان را گشايش بخشيده و عمرشان

--> ( 1 ) . وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ كِتاباً مُؤَجَّلًا آل عمران / 3 : 145 .