محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
159
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ترجمه خدا گوشهايى براى پند گرفتن از شنيدنىها و چشمهايى براى كنار زدن تاريكىها به شما بخشيده است و هر عضوى از بدن را اجزاء متناسب و هماهنگ عطا فرموده تا در تركيب ظاهرى صورتها و دوران عمر با هم سازگار باشند . با بدنهايى كه منافع خود را تأمين مىكنند و قلبهايى كه روزى را به سراسر بدن با فشار مىرسانند و از نعمتهاى شكوهمند خدا برخوردارند و در برابر نعمتها شكرگزارند و از سلامت خدادادى بهرهمندند . مدّت زندگى هر يك از شماها را مقدّر فرمود و از شما پوشيده داشت و از آثار گذشتگان عبرتهاى پندآموز براى شما ذخيره كرد ؛ لذّتهايى كه از دنيا چشيدند و خوشىها و زندگى راحتى كه پيش از مرگ داشتند . سرانجام دست مرگ گريبان آنها را گرفت و ميان آنها و آرزوهايشان جدايى افكند ؛ آنها كه در روز سلامت چيزى براى خود ذخيره نكردند و در روزگاران خوش زندگى عبرت نگرفتند . آيا خوشىهاى جوانى را جز ناتوانى پيرى در انتظار است و آيا سلامت و تندرستى را جز حوادث بلا و بيمارى در راه است و آيا آنان كه زندهاند جز فنا و نيستى را انتظار دارند ؛ با اينكه هنگام جدايى و تپش دلها نزديك است كه سوزش درد را چشيده و شربت غصه را نوشيده و فرياد يارى خواستن برداشته و از فرزندان و خويشاوندان خود ، در خواست كمك خواهند كرد . آيا خويشاوندان مىتوانند مرگ را از آنها دفع كنند و آيا گريه و زارى آنها نفعى براى ايشان دارد ؟ او را در سرزمين مردگان مىگذارند و در تنگناى قبر تنها خواهد ماند . حشرات درون زمين ، پوستش را مىشكافند و خشت و خاك گور ، بدن او را