محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
102
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
در نزد من از عطسه بزى كمتر بود . » « 1 » اگر سخن گذشته امام عليه السّلام را با اين قطعه از خطبه فعلى مقايسه كنيم : ( لأسلمنّ ما سلمت أمور المسلمين ) به اين نتيجه مىرسيم كه امام عليه السّلام در دو صورت به جنگ دست نمىزند و در جاى خويش مىنشيند : 1 . عدل و داد به هر وسيلهاى از وسايل محقق گردد . 2 . امام عليه السّلام كسى را براى يارى حق و از بين بردن باطل نيابد . بنابراين سكوت امام عليه السّلام در زمان خلفاى پيش از او از روى رضايت نبود . احمد عباس صالح مىگويد : « عمر افراد شورا را برگزيد تا يكى از ميانشان را به خلافت انتخاب كنند . آنان شش نفر بودند . عبد الرحمن بن عوف كه ثروتمندترينشان بود ، عثمان كه از استوانههاى بنى اميه بود ، سعد بن أبى وقاص كه از ثروتمندان قريش بود ، زبير كه از ثروتمندترين ثروتمندان قريش بود ، طلحه كه از بزرگان قريش بود و على بن ابى طالب عليهما السّلام . آنها از جهت گرايشهاى سياسى در دو دسته بودند : على عليه السّلام در يك سو و بقيه همگى در سوى ديگر . . . وضعيت طبقاتى و منافع آنان اقتضا مىكرد كه مفهوم آنان از عدل اجتماعى متفاوت از مفهوم على عليه السّلام باشد . » « 2 » نتيجه اين سخن آن است كه آنان همگى از طبقه ثروتمندان بودند و على عليه السّلام از فقرا و با ايشان بود .
--> ( 1 ) . « لو لا حضور الحاضر و قيام الحجّة بوجود النّاصر و ما أخذ اللّه على العلماء ألّا يقارّوا على كظّة ظالم و لا سغب مظلوم لألقيت حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكأس أوّلها و لألفيتم دنياكم هذه أزهد عندي من عفطة عنز » خطبه : 3 ( شقشقيه ) . ( 2 ) . نشريه « الكاتب المصرية » : شماره فوريه سال 1965 م .