محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

84

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

انسان به ناتوانى خويش پى برد و در تمام كردارها و گفتارهايش از او اطاعت كرد ، به پيمان خداوند وفا كرده است : « به پيمانى كه با من بسته‌ايد ، وفا كنيد تا من نيز به پيمان شما وفا كنم . ( و در راه انجام وظيفه و عمل به پيمان‌ها ) تنها از من بترسيد . » « 1 » ( الذي لا يدركه بعد الهمم ، و لا يناله غوص الفطن ) انسان‌ها ذره كوچكى از اين دنيا هستند و اين دنيا نيز ذره كوچكى از كيهان است و كيهان بخشى از الطاف خداوند . با اين توصيف چگونه انسان خرد ، توانايى شناخت خداى بزرگ را دارد ؟ ! امام على عليه السّلام در جايى ديگر مىفرمايد : « فكرها و انديشه‌ها بر ذات او احاطه ندارند ، بلكه او با آثار عظمت خود بر آنها تجلّى كرده است ، و نشان داد كه او را نمىتوانند تصوّر كنند ، و داورى اين ناتوانى را بر عهده فكرها و انديشه‌ها نهاد . » « 2 » خداوند سبحان با آفريده‌ها و آثار عظمت خود بر فكرها و انديشه‌ها تجلى كرده است و فكر و انديشه نيز از جمله آفريده‌هاى او است . عقل‌ها از شناخت ذاتش ناتوانند ؛ چه آن كه مخلوق ناتوان‌تر از آن است كه خالق را درك كند و خداوند ، عقل‌ها و انديشه‌ها را در اين زمينه به داورى گرفته است و آنان خود به ناتوانى در شناخت ذات اقدسش اقرار كردند . ( الذي ليس لصفته حدّ محدود ) براى صفات او حد و مرزى وجود ندارد كه چون به آن جا برسد ، پايان يابد . خداوند از ابتدا بوده و براى هميشه هست . ( و لا نعت موجود ) وصف و نعت ، چنان كه به ذهن متبادر است ، هر دو به يك

--> ( 1 ) . وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَ إِيَّايَ فَارْهَبُونِ بقره / 2 : 40 . ( 2 ) . « لم تحط به الأوهام بل تجلّى لها بها و بها امتنع منها و إليها حاكمها » نهج‌البلاغه : خطبه 185 .