محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

60

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

بزرگوار دقت كند كه درباره ترك دنيا و مواعظ و به ياد خدا بودن و ترك گناه سخن گفته و بدان توجه نكند كه اين حرفها گفته حضرت عليه السّلام است كه نفوذ كلام داشت و همه به فرمانش بودند ، شك نمىكند كه آن سخنان را زاهدى گوشه‌گير و عبادت كننده‌اى از مردم بريده و در كنار كوهى و يا قعر دره‌اى سر در گريبان فرو برده و جز خود ، كس ديگرى را نديده ، بيان فرموده است و هرگز باور نمىكند كه اين حرفها را جنگ‌آورى نيرومند ايراد كرده كه از برق شمشيرش دليران عرب گريزان بودند ، و بسيارى از دشمنان خدا با شمشير او ، سر از تنشان جدا شده و از شمشيرش خون ناپاكان مىچكيده است . با اين حال از همگان به دنيا بىاعتناتر و بهترين بندگان صالح خدا است و اين موارد از فضايل منحصر به او است ؛ زيرا كه صفت‌هاى متضاد را در خود جمع كرده و بين مطالب پراكنده الفت ايجاد كرده است . همين نكات را به برادران خويش بازگو شدم و آنها را به تعجب آوردم كه جاى تعجب و حيرت است و بايد در اين باره فكر را به كار انداخت . ممكن است در مواردى ، كلمات تكرارى از آن حضرت عليه السّلام نقل كرده باشم ، و اين بدان خاطر است كه روايتها در اين باره با هم متفاوت هستند . چه بسا كه گفتارى را از روايتى به صورتى نقل كرده‌ام ، و بعد همان كلام را در روايتى ديگر ديده‌ام كه محتواى آن از نظر افزونى كلمات يا زيبايى عبارات با روايت اول فرق داشت و بر آن برترى داشته است ؛ لذا به خود اجازه ندادم كه از بيان آن گفتار ارزشمند صرف نظر كنم ، و سزاوار اين ديدم كه آن را نيز نقل كنم ، و همچنين بعد از گذشت زمان از روى غفلت و فراموشى گفتارى برگزيده را كه نقل كرده بودم ، بدون آن كه تعمدى باشد ، تكرار كردم .