محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

568

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

بايد به اميال و اغراض راوى نيز توجه شود . آيا انگيزه راوى از نقل روايت آن است كه نزديكى خود را به كسى كه از او روايت كرده ، به مردم نشان دهد و بگويد كه بيشتر از همه ، از او روايت كرده است ؟ و آيا او با نقل روايت هدف سياسى و حزبى خاصى را دنبال مىكرده است ؟ و به عبارت ديگر آيا ايشان منفعت شخصى به خصوصى در اين كار داشته است ؟ اگر اين امر ثابت شد ، روايت او براى ما حجت نيست ؛ حتى اگر ده‌ها نفر روايت او را تأييد كرده باشند . در باب شهادات فقه ، سخنى نزديك به اين نظريه آمده است : اگر شاهد از شهادتش نفعى مىبرد يا ضررى را از خود دور مىكند ، شهادتش قبول نيست . علماى اسلام تا به حال در نوشته‌هاى خود براى بيان فضيلت افراد به آيات و روايات مذكور درباره‌شان استناد مىكردند . امروز گفته مىشود كه بزرگترين نشانه بر فضيلت انسان آن است كه براى مردم زندگى كند نه براى خويشتن ، به خواسته‌هايشان اهميت دهد و آنان را عملى سازد . . . آرى ! آيات زيادى درباره اعمال و جهاد افراد فاضل آمده است ؛ اما قبل از هر چيز بايد به علت اصلى و مستقيم فضيلت افراد توجه كرد . ميليون‌ها نفر در دوران امام على عليه السّلام همه زندگى و كرامت خود را در سايه برادرى و عدالت آن حضرت عليه السّلام مىديدند . آنها ايشان را مجرى عدالت و مساوات بين خود و بين افراد مرفه مىدانستند . استاد احمد عباس صالح در اين زمينه مىگويد : « على عليه السّلام در نظر بيشتر مردم تنها فردى بود كه به روح اسلام و اصول صحيح آن نزديك بود . » « 1 » لذا عجيب نيست چگونه شتابزده

--> ( 1 ) . نك : مجله مصرى « الكاتب » ، شماره مارس 1965 .