محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
567
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
رسيدم كه ، تن به جنگ دادن آسانتر از تن دادن به كيفر پروردگار است و از دست دادن دنيا آسانتر از رها كردن آخرت است . واژهشناسى تداكوا عليّ : تعداد زيادى گردم را گرفتند . الإبل الهيم : شترهاى تشنه . مثاني : جمع « مثناة » به طنابى مىگويند كه پاى شتر را با آن مىبندند . ساختار ادبى يوم وردها : ظرف و متعلق به محذوف است و حال براى « إبل » قرار گرفته است . همچنين ممكن است متعلّق به « تداك » باشد . أو بعضهم : منصوب و عطف بر اسم « إنّ » است . بطنه و ظهره : بدل اشتمال از « الأمر » است . النوم : منصوب به نزع خافض است و در اصل « من النوم » بوده است . وجدتني : ضمير « ى » مفعول اول و جمله « يسعني » مفعول دوم است . درباره بيعت با امام عليه السّلام علماى اسلام ضابطه جواز يا عدم جواز عمل به روايتى را گواهى افراد مطّلع از احوالات راوى در زمان او مىدانند . اگر آنان به راستگويى راوى و دقت او در نقل روايت گواهى دادند ، روايت مورد قبول است و در غير اين صورت آن را رد مىكنند ، خواه راوى مجهول الحال بوده و يا معروف به دروغگويى باشد . . . امروزه نظريه جديدى وجود دارد كه مىگويد : صحيح بودن روايت تنها از گواهى افراد درباره وضعيت راوى به دست نمىآيد ؛ بلكه