محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

560

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

زيادند ، ولى فقط براى چند لحظه در جان بشر اثر گذاشته ؛ سپس همه فراموش مىشوند . . . البته اتمام حجتى براى انسان است و هيچ بهانه‌اى براى هيچ‌كس نمىگذارد . بخشش و احساس نامتناهى ( فو اللّه لو حننتم حنين الولّه العجال ، و دعوتم بهديل الحمام ، و جأرتم جؤار متبتّلي الرّهبان ، و خرجتم إلى اللّه من الأموال و الأولاد ، التماس القربة إليه في ارتفاع درجة عنده ، أو غفران سيّئة أحصتها كتبه ، و حفظتها رسله ، لكان قليلا فيما أرجو لكم من ثوابه ، و أخاف عليكم من عقابه ) اگر فردى همه ملك زمين و آسمان را داشته باشد و مبتلا به يك بيمارى دردناكى شود كه هيچ راهى براى شفاى آن نيست ، آن‌گاه آماده مىشود كه همه دارايىهاى خود را در راه شفاى خويش ببخشد ؛ حتى اگر خسيس‌ترين و بخيل‌ترين افراد دنيا باشد . . . و اگر همه راه‌هاى شفا به روى او بسته شد آماده است كه خودكشى كند ؛ مانند افراد بسيارى كه اين كار را كرده ، مرگ را بر تحمل درد ترجيح دادند . حال آيا كسى كه به لقاى خداوند متعال ايمان دارد و معتقد به ثواب و عقاب است ، آيا جان خود را در اين راه نمىدهد ؟ و آيا براى دور نگه داشتن خود از آتش جهنم و عذاب آن آماده جانفشانى و قربانى كردن همه عزيزانش نيست ؟ آتش جهنم و عذاب آن آماده جانفشانى و قربانى كردن همه عزيزانش نيست ؟ آتش جهنم كه كمترين حالت آن ، دردناك‌تر از همه دردهاى دنيا است ! و آيا نعمت‌هاى فانى دنيا قابل مقايسه با كمترين مقدار از نعمت‌هاى جاودانه آخرت هستند ؟ ! همچنين دردهاى دنيا قابل مقايسه با دردهاى آخرت نيستند ! پس چرا انسان مؤمن با اين كه مىداند مال دنيا را براى حوادث روزگار و براى ورثه باقى مىگذارد ، باز هم براى كسب آن حرص و طمع مىورزد ؟