محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
556
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
عنكم - و لو لم تبقوا شيئا من جهدكم - أنعمه عليكم العظام و هداه إيّاكم للإيمان . ( 3 ) » ترجمه آگاه باشيد ! گويا دنيا پايان يافته و وداع خويش را اعلام داشته است ؛ خوبىهايش ناشناخته مانده و به سرعت پشت كرده ، مىگذرد و ساكنان خود را به سوى نابود شدن مىكشاند و همسايگانش را به سوى مرگ مىراند . آن چه از دنيا شيرين بود تلخ شده ، و آن چه صاف و زلال بود ، تيرگى پذيرفت و بيش از ته مانده ظرف آب ريخته شده از آن ، باقى نمانده است يا جرعهاى آب كه با آن عطش تشنگان دنيا فرو نخواهد نشست . اى بندگان خدا ! از سرايى كوچ كنيد كه سرانجام آن نابودى است . مبادا آرزوها بر شما چيره گردد و مپنداريد كه عمر طولانى خواهيد داشت ! به خدا سوگند ! اگر مانند شتران بچه مرده ناله سر دهيد و چونان كبوتران ، نوحهسرايى كنيد و مانند راهبان زارى نماييد و براى نزديك شدن به حق و دسترسى به درجات معنوى و آمرزش گناهانى كه ثبت شده و مأموران حق آن را نگه مىدارند ، دست از اموال و فرزندان بكشيد ، سزاوار است ؛ زيرا برابر پاداشى كه برايتان انتظار دارم و عذابى كه از آن بر شما مىترسم ، اندك است . به خدا سوگند ! اگر دلهاى شما از ترس آب شود ، و از چشمهايتان با شدت شوق به خدا يا ترس از او ، خون جارى گردد و اگر تا پايان دنيا زنده باشيد و تا آنجا كه مىتوانيد در اطاعت از فرمان حق بكوشيد ، در برابر نعمتهاى بزرگ پروردگار ، به خصوص نعمت ايمان ، ناچيز است .