محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

542

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ذات و صفاتش از همه آنها دورترين است . ( و لا قربه ساواهم في المكان به ) خداى سبحان به بندگان خود نزديك است و آنان را مىبيند و صدايشان را مىشنود : « اگر بندگانم سؤالى درباره‌ام از تو كردند ، بدان كه من نزديكم و دعوت دعوت‌كنندگان را استجابت مىكنم . » « 1 » او دور از آنان است و آنها او را نمىبينند و صدايش را نمىشنوند : « اوست بىمانند و اوست داراى سمع و بصر ، و كليدهاى آسمان‌ها و زمين در دست او مىباشد . » « 2 » ( لم يطلع العقول على تحديد صفته ) صفات او حد و مرزى ندارد ، نه ابتدا دارد و نه انتها و آيا شئ مطلق داراى حد و قيدى مىباشد ؟ امام صادق عليه السّلام شنيد كه فردى اللّه اكبر ( خدا بزرگ است ) مىگويد . به او فرمود : خداوند بزرگتر از چه چيز است ؟ آن فرد گفت : بزرگتر از همه چيز . امام عليه السّلام فرمود : هنگامى كه خداوند بود ، چيزى غير از او نبود . آن فرد گفت : پس چه بايد بگويم ؟ امام عليه السّلام فرمود : بگو كه خداوند بزرگتر از آن است كه به وصف آيد . « 3 » ( و لم يحجبها عن واجب معرفته ) خداوند سبحان آيات و نشانه‌هايى بر وجود و عظمت خود قرار داده است : ( فهو الذي تشهد له أعلام الوجود على إقرار قلب ذي الجحود ) قرآن كريم منظور از گواهى موجودات را چنين شرح مىكند : « چرا به آفرينش خود و آسمان‌ها و زمين و آن چه در بين آن‌ها است

--> ( 1 ) . وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ بقره / 2 : 186 . ( 2 ) . لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ * لَهُ مَقالِيدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ سوره شورى / 42 : 11 - 12 . ( 3 ) . « اللّه اكبر من ان يوصف » توحيد صدوق : 67 ح 20 ؛ شرح اصول كافى : 3 / 123 و 4 / 18 ؛ الفصول المهمة فى اصول الائمة عليهم السّلام : 1 / 154 ح 28 ؛ صحيح بخارى : 4 / 73 و 8 / 175 ؛ السنن الكبرى : 9 / 3 ؛ فتح البارى : 6 / 206 .