محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
526
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
دنيا و قناعت امام عليه السّلام درباره دنيا سخن فرمود و آنقدر آن را نكوهيد كه جلوهاى از آن باقى نماند . . . دنيا مغرور كننده ، ضرررسان ، دور كننده اهل و فاميل و مال و منال ، رفتنى و پايانپذير ، بسان مار ، پست ، عفريته ، ظالم و . . . است . « 1 » زندگى در آن كوتاه و خطر در آن زياد است و اميدهاى آن پست و كوتاه است . . . از اين روى حضرت على عليه السّلام آن را رها كرده و آن را سه طلاقه كرده است و اگر على عليه السّلام آن را خواسته بود ، مىديديم چگونه دنيا به او اقبال مىكرد . حضرت عليه السّلام به دنيا نيز ظلم نكرده و خوبيهايش را در كنار بديهايش ذكر كرده است : « دنيا ، خانه راستى براى كسانى است كه آن را راست ببينند و خانه عافيت براى كسانى كه از آن پند گيرد و خانه بىنيازى براى كسانى كه توشهشان را از آن برگيرند . » « 2 » لذا نبايد دنيا را جنايتكار و ظالم دانست و هر كه صادق و مخلص باشد ، از بلاهاى آن اندرز مىگيرد و از خيرات آن براى اين دنيا و آن دنياى هولناك استفاده مىكند ؛ ولى كسانى كه هواى نفس و نادانى ، بصيرتشان را كور كرده باشد ، سخن خدا را درك نكرده و از موعظههاى آن نيز به طريق اولى بهره نمىگيرند . ( و قد عجلت للطّالب ) اكثر مردم منفعت زودرس را بر منفعت ديررس ترجيح مىدهند ؛ حتى اگر منفعت زودرس ، نابودشدنى و ناچيز ، و منفعت
--> ( 1 ) . نك : نهجالبلاغه : خطبه 111 . ( 2 ) . « إنّ الدّنيا دار صدق لمن صدقها و دار عافية لمن فهم عنها و دار غنى لمن تزوّد منها » نهجالبلاغه : قصار 130 .