محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
521
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
شرح و تفسير ( قبّح اللّه مصقلة ) مصقلة بن هبيرة شيبانى « 1 » كارگزار امام عليه السّلام بر منطقه اردشير بود . ( فعل فعل السادة ) داستان او از اين قرار بود كه گروهى از مسيحيان تازه مسلمان با يكى از شورشيان عليه امام عليه السّلام به نام « حريث » از قبيله بنى ناجيه همراه شده ، مرتد شدند . امام عليه السّلام فردى به نام معقل بن قيس را با دو هزار سوار به سراغ حريث فرستاد و معقل ، حريث را كشت و افراد مرتد را از زن و مرد به اسارت خود درآورد . معقل در بين راه با مصقلة بن هبيرة روبرو شد . اسرا به مصقلة پناه بردند و مصقل آنان را به قيمت نيم ميليون درهم از معقل خريدارى ، و آنها را آزاد كرد و به معقل گفت : مبلغ مذكور را خود براى امير مؤمنان خواهم برد . معقل نزد امام عليه السّلام بازگشت و داستان را برايشان گفت و امام عليه السّلام هم عمل او را ستود . مصقله در دادن مبلغ مذكور تاخير كرد و به عهد خود وفا نكرد . « 2 » آنگاه امام عليه السّلام نامهاى به او نگاشت و مبلغ را از او مطالبه كرد . هنگامى كه مصقلة نامه امام عليه السّلام را خواند ، فرار كرد و به معاويه پناه برد . امام عليه السّلام در اين خطبه كوتاه به همين داستان اشاره مىكند . ( و فرّ فرار العبيد ) اين ويژگى در هر سارق و خائن و منافقى است كه از عدل على عليه السّلام به سوى معاويه فرار مىكند . طه حسين در اين باره مىگويد :
--> ( 1 ) . براى مطالعه بيشتر درباره ماجراى وى نك : تاريخ طبرى : 4 / 97 ؛ الاغانى ابو الفرج اصفهانى : 44 / 139 ؛ تاريخ دمشق : 19 / 172 و 58 / 269 ؛ تاريخ مسعودى : 4 / 419 ؛ فتوح البلدان : 342 . ( 2 ) . نك : تاريخ دمشق : 55 / 821 ؛ بحار الانوار : 33 / 416 ؛ شرح الاخبار : 2 / 96 ؛ تاريخ طبرى : 6 / 73 ؛ الغارات : 1 / 329 .