محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

520

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

خطبه 44 مصقله سياه‌روى « قبّح اللّه مصقلة ! فعل فعل السّادة و فرّ فرار العبيد ! فما أنطق مادحه حتّى أسكته و لا صدّق واصفه حتّى بكّته ، و لو أقام لأخذنا ميسوره و انتظرنا بماله وفوره . » ترجمه خدا روى مصقله را زشت گرداند ! كار بزرگواران را انجام داد ، اما خود چونان بردگان فرار كرد . هنوز ثناخوان به مداحى او برنخاسته بود كه او را ساكت كرد ؛ هنوز سخن ستايشگر او به پايان نرسيده بود كه آنها را به زحمت انداخت . اما اگر مردانه ايستاده بود همان مقدار كه داشت از او مىپذيرفتيم و تا هنگام قدرت و توانايى به او مهلت مىداديم . واژه‌شناسى بكته : او را ساكت كرد و به جاى خود نشاند . وفور المال : فراوانى مال .