محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
518
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
براى جنگ حفظ كنيد كه اگر روزى جنگ شروع شد ، شما در آمادگى كامل باشيد . . . . ( و لقد ضربت أنف هذا الأمر و عينه ، و قلّبت ظهره ، و بطنه ) وضعيت معاويه و موضع او را بررسى كردم و آن را از جهات مختلف با دقّت سنجيدم . ( فلم أر فيه إلّا القتال ، أو الكفر بما جاء محمد صلّى اللّه عليه و آله ) معاويه به هيچ وجه از باطل خويش دست نمىكشد و به جز از راه زور به نداى حق سر فرود نمىآورد ؛ در اين صورت امام عليه السّلام چه بايد بكند ؟ آيا معاويه را به حال خويش واگذار كند كه بدعتها را در دين خدا ايجاد كند و دين را وسيلهاى براى دنياى خويش قرار دهد ؟ اگر حضرت على عليه السّلام بر مسند خلافت نبود ، امكان داشت كه در برابر معاويه سكوت كند ، ولى سكوت او در صورتى كه او خليفه رسول اللّه است ، معصيت خدا و انكار قرآن به شمار مىرود . بنابراين هيچ چارهاى غير از ستيز نيست . در اين زمينه حضرت عليه السّلام فرموده است : « مهار امور را از دست ندهم و اگر چارهاى ديگر نيافتم ، آنگاه آخرين راه ، ستيز است . » « 1 » ( إنّه كان على الامّة وال أحدث أحداثا ، و أوجد الناس مقالا ) منظور از اين والى عثمان است . او طورى در بيتالمال مسلمانان رفتار كرد كه دشمنان خدا و اسلام را شاد ساخت . علماى اهل سنّت گفتههاى زيادى در اين خصوص به رشته تحرير درآوردهاند كه برخى از آن سخنها در شرح خطبه شقشقيه گذشت . به نظر مىرسد كه دفاعكنندگان از عثمان خود مىدانند كه وى كارهاى ناشايستى انجام داد و تنها از روى تعصب از او دفاع مىكنند ؛ همان گونه كه از معاويه و عمرو عاص و اصحاب جمل نيز دفاع مىكنند .
--> ( 1 ) . « و سامسك الأمر ما استمسك و إذا لم أجد بدّا فآخر الدّواء الكيّ » نهجالبلاغه : خطبه 168 .