محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

517

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

معاويه فرستاد و معاويه را از فتنه و ايجاد شكاف بين مسلمانان بر حذر ساخت . از جمله آنان ، يكى از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به نام جرير بن عبد اللّه بجلىّ « 1 » بود . امام عليه السّلام او را نزد معاويه فرستاد تا وى را موعظه كند و از عاقبت كار خود بر حذر سازد و بخواهد كه دنباله‌روى مسلمانان باشد و مانند مهاجران و انصار با امام عليه السّلام بيعت كند ؛ ولى معاويه سرپيچى مىكرد و از جواب امام عليه السّلام طفره مىرفت . هنگامى كه امام عليه السّلام از برگشتن جرير نااميد شد ، ياران او پيشنهاد دادند كه به جنگ شاميان برخيزد ، آن‌گاه حضرت عليه السّلام فرمود : « به خدا سوگند ! من هيچ وقت جنگ را به تأخير نيانداختم مگر اين كه اميد داشتم عده‌اى به من بپيوندند و هدايت شوند ، زيرا آن براى من بهتر بود از اين كه با آن‌ها بجنگم و آن‌ها را بر ضلالت و گمراهى بكشم ؛ گرچه آنان خودشان آن را خواسته باشند . » « 2 » ( و لكن قد وقّتّ لجرير وقتا لا يقيم بعده إلّا مخدوعا أو عاصيا ) امام عليه السّلام مهلتى براى فرستاده خود ، جرير تعيين كرده بود و تاخير او از آن موعد مىتوانست به اين معنا باشد كه مورد بازى معاويه واقع شده و يا اين كه جرير خود نافرمانى امام عليه السّلام كرده است . اين در حالى بود كه تا آن زمان هنوز موعد تعيين شده به پايان نرسيده بود و نشانه‌اى بر نافرمانى يا فريب‌خوردگى جرير وجود نداشت . ( و الرّأي عندي مع الأناة ) بنابراين بايد صبر پيشه كرد . ( فأرودوا ) آرام باشيد و منتظر بمانيد . ( و لا أكره لكم الإعداد ) ضررى ندارد كه آمادگى خود را

--> ( 1 ) . ابو عمرو جرير بن عبد اللّه بن جابر از قبيله بجيله در سال 51 يا 54 هجرى در قرقيسيا از دنيا رفت . نك : الاصابة ، ابن حجر : 1 / 233 ؛ اسد الغابة : 1 / 279 - 280 ؛ المعارف ، ابن قتيبه : 292 . ( 2 ) . « فو اللّه ما دفعت الحرب يوما إلّا و أنا أطمع أن تلحق بي طائفة فتهتدي بي و تعشو إلى ضوئي ، و ذلك أحبّ إليّ من أن أقتلها على ضلالها و إن كانت تبوء بآثامها » نهج‌البلاغه : خطبه 55 .