محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
501
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
فاجر ) عطف بر جمله پيشين و تفسير آن مىباشد . در حقيقت تنها فرد نيك و پرهيزگار است كه هنگام زوال حكومت بدكاران آسوده مىشود و اما فرد خائن و شقى با رفتن حاكم فاجر خود نيز مىرود ؛ زيرا حاكم فاجر پشتيبان و حامى منافع آن فرد بود . آشوب و نظم به اين مناسبت اشارهاى به مكتب آنارشيسم مىكنيم . اين مكتب در قرن هفدهم ميلادى به رهبرى دانشمند انگليسى ( ونستانلى ) به وجود آمد و به حذف حكومت و دولت با همه مؤسسات آن فرا مىخواند . همچنين به تأسيس يك جامعه خالى از هرگونه وسايل قهر و قدرت و اجبار دعوت مىكرد . دليل پيروان اين مذهب آن است كه حكومت يك ضرر محض است يا اين كه ضرر آن بيشتر از نفع آن مىباشد . ضررهاى آن به گفته آنان عبارتند از : 1 . دولت هر مدلى كه باشد منتهى به ايجاد يك امتياز براى گروه حاكم مىشود و براى افراد خود كه اقليّت جامعه هستند ، امتيازاتى قائل مىشود و قدرت را در دست افراد خود مىسپارد . همچنين آنها را بر ديگر افراد جامعه مسلط مىكند . 2 . دولت ، اقدام به تقديم امتيازاتى براى كارگزاران و كارمندان و خويشان و دوستانشان مىكند و جايگاهى براى آنان در جامعه ايجاد مىكند و به هر طريقى اطاعت آنان را بر بقيه افراد جامعه واجب مىسازد . آنگاه به استبداد گراييده و احيانا افراد ناراضى را تهديد مىكند .