محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

470

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

كه در روز قيامت من را مىبيند و با من دست مىدهد و او صديق اكبر و فاروق اين امت است . او بين حق و باطل فرق مىگذارد و او سلطان مؤمنان است . » « 1 » همچنين هيچ‌كس در اين گفته پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله ترديد نكرد كه فرمود : « اى على ! هيچ مؤمنى از تو خشم نمىگيرد و هيچ منافقى تو را دوست ندارد . » « 2 » با اين وضعيت چگونه است حال كسانى كه لشكرى عليه امام عليه السّلام بسيج كردند و به جنگ با او رفتند ؟ ! به هر روى كسانى كه عمل عايشه و معاويه و طلحه و زبير را توجيه كرده‌اند ، بهانه‌اى براى عمل خوارج ذكر نكرده‌اند . ( قد طوّحت بكم الدار ) از راه حق گمراه شديد ؛ در حالى كه فراروى شما آشكار و عيان بود . ( و احتبلكم المقدار ) وضعيت و طرز تفكر نادرست ، شما را به دام انداخت . ( و قد كنت نهيتكم عن هذه الحكومة ) شما را از پذيرش حكميت پرهيز داده بودم . ( حتّى صرفت رأيى إلى هواكم ) اگر امام عليه السّلام بر نظر خويش بيشتر پا مىفشرد ، مشكلات بيشترى رخ مىداد ؛ زيرا آنان نادان و تندخو بودند و پيش از اين گذشت كه برخى از آنان تهديد كردند امام عليه السّلام را به معاويه تحويل مىدهند . . . بديهى است كه انسان عاقل از بين دو شر ، سبكترين آنها را برمىگزيند و شر بيشتر را با كمتر دور مىسازد . در بند بعد به

--> ( 1 ) . « سيكون بعدي فتنة ، فإذا كان ذلك فالزموا عليّ بن أبى طالب عليه السّلام ، فإنّه أوّل من يراني و اوّل من يصافحني . . . » اسد الغابه : 5 / 285 ؛ كنز العمال : 7 / 305 . ( 2 ) . « يا عليّ لا يبضغك مؤمن و لا يحبّك منافق » سنن ترمذى : 5 / 601 ، ح 3819 ؛ فرائد السمطين : 1 / 133 ؛ ح 95 ؛ تاريخ دمشق ، ابن عساكر : 2 / 190 ، ح 674 و 192 و 202 و 679 ؛ صحيح مسلم : 1 / 86 ، ح 131 ؛ كفاية الطالب : 68 و 20 ؛ فتح البارى : 7 / 57 ؛ سنن ابن ماجه : 1 / 42 ؛ تاريخ بغداد : 2 / 255 و 14 / 426 ؛ مناقب ابن شهر آشوب : 3 / 206 ؛ انساب الاشراف : 2 / 97 ، ح 20 .