محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
458
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
روشنتر ديگرى از ترس نمىتوان ارايه كرد . بزدلى ، شخصيت آدمى را مىگسلد و او را دست بسته در اختيار قصاب قرار مىدهد و صيد را به دست صياد مىسپارد تا گوشتش را بخورد و استخوانش را خرد كند و پوست تنش را به درد . ( أنت فكن ذاك إن شئت ) تعبير « أنت » به معناى تو ، خطاب به هركسى است كه در برابر دشمنش سر تسليم فرود مىآورد . منظور از اين عبارت ، آن است كه اگر انسان بزدل خوارى و ذلت را بر خود مىپسندد ، خود مىداند . ( فأما أنا فو اللّه دون أن اعطي ذلك ضرب بالمشرفيّة تطير منه فراش الهام و تطيح السواعد و الأقدام و يفعل اللّه بعد ذلك ما يشاء ) امام عليه السّلام با شمشير خود به دفاع و جهاد مىپردازد و ترسى از در افتادن با مرگ ندارد . ( أيّها الناس إنّ لي عليكم حقّا و لكم عليّ حقّ ) حقوق متقابلى بين رعيت و حاكمان وجود دارد و اين امر به اقتضاى طبيعت است . آفريدگار طبيعت و قانونگذار شريعت يكى است . امام عليه السّلام در فقره بعدى به بيان حقوق رعيت مىپردازد : ( فأمّا حقّكم عليّ فالنصيحة لكم ) اخلاص و راستى در گفتار و كردار و داد و انصاف در داورى و توزيع ثروتها و امكانات از حقوق رعيت بر حاكمان است . ( و توفير فيئكم عليكم ) حرص بر بيت المال و نگهبانى از آن و رشد و افزايش آن و رفع نياز نيازمندان از ديگر وظايف حاكمان است . ( و تعليمكم كيلا تجهلوا ) حاكم بايد رعيت را بر مبناى كتاب خداوند و سنت پيامبر آموزش دهد و آگاه سازد . زيرا ناآگاهى از دين حق موجب مىشود فضايل و نيكيهاى دنيا زدوده و آلودگيها و بديهاى آن فراگير شود . ( و تأديبكم كيما