محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
435
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
المعصية ) در حديثى ديگر از امام عليه السّلام آمده است : « چه بسيارند كه فزونى نعمت ، عامل افتادن آنان در عذاب شده است و كسانى كه پوشش ، آنها را مغرور ساخته و كسانى كه سخن نيك درباره آنها ، خودشيفتهشان ساخته است و خداوند هيچكس را به عذابى مانند استدراج گرفتار نكرده است . » « 1 » 4 - ( و منهم من أبعده عن طلب الملك ، ضئولة نفسه ) دسته چهارم همانند دسته اول ضعيف و تهيدست و بىيار و ياور هستند . اما اين دسته همانند دسته نخست ، چشم طمع به رياست و شهرت نبستهاند . آنان براى جبران نقص و كمبود خويش ، از روى نفاق ، به زهد روى مىآوردند ؛ اما در حقيقت اين دنيا است كه از آنان روى برگردانده ، نه اين كه آنان از دنيا روى برگردانده باشند . امام عليه السّلام در اين باره مىفرمايد : « برترين زهد آن است كه پنهان گشته باشد » « 2 » و « هيچ زهدى مانند زهد از حرام نيست » « 3 » . . . بىترديد ريا از بزرگترين گناهان كبيره است . ( و انقطاع سببه ) اسباب و زمينههاى رياست و شهرت را دارا نيست . ( فقصرته الحال على حاله ) ناتوانى او را وادار ساخته كه به تهيدستى و بىياورى تن داده و راه نيرنگ و فريب پيشه كند . ( و تزيّن به لباس أهل الزّهادة و ليس من ذلك في مراح و لا مغدى ) « رواح » به معناى گذر در شب است و « مراح » اسم مكان از « رواح » است . « غدو » به معناى گذر در روز است و « مغدى » اسم مكان از آن است . منظور امام عليه السّلام از اين عبارت آن است كه زهدپيشگى شخص رياكار واقعى نبوده و از روز فريب و نيرنگ است .
--> ( 1 ) . « كم من مستدرج بالإحسان إليه و مغرور بالسّتر عليه و مفتون بحسن القول فيه و ما ابتلى اللّه أحدا به مثل الإملاء له » نهجالبلاغه : قصار 115 . ( 2 ) . « أفضل الزّهد إخفاء الزّهد » نهجالبلاغه : قصار 27 . ( 3 ) . « و لا زهد كالزّهد في الحرام » نهجالبلاغه : قصار 112 .