محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
432
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( و يزداد فيه الظالم عتوّا ) عواملى موجب ستم و سركشى مىشود كه يكى از مهمترين آنها به قدرت رسيدن مجرمان است و نيز احتكار ثروت و سلاح به دست آنها و هرگونه ابزار قدرت ديگر مانند ابزارهاى تبليغاتى و رسانهاى . ( لا ننتفع بما علمنا ) ما مجرمان را به نام و نشان مىشناسيم و در عين حال زمينه جرم و فساد را براى آنان فراهم مىكنيم و آنان را به رياست و فرماندهى و نمايندگى برمىگزينيم و زير پرچمشان شعار مىدهيم و روشن است كه هيچ فرقى بين ستمكار و بين ياريگر وى نيست . ( و لا نتخوّف قارعة حتّى تحلّ بنا ) وقوع خطرات را پيشبينى نمىكنيم ؛ خطراتى كه زندگى ما و فرزندانمان را در آينده دور يا نزديك تهديد مىكند و يا به عبارتى ديگر وقوع آن خطرات را پيشبينى مىكنيم ؛ ولى آنها را كوچك مىشماريم و براى پرهيز و جلوگيرى از آنها تلاشى نمىكنيم . . . و آنگاه كه خطرات رخ دهد ، فرياد بر مىآوريم و ناله سر مىدهيم ؛ ليكن جز پشيمانى و حسرت ، چيزى نصيبمان نمىشود ؛ براى نمونه : امروزه جهان و به ويژه ملتهاى عقبمانده از مشكل بزرگ افزايش جمعيت رنج مىبرند ؛ در حالى كه نيرو و منابع فراوانى در كره زمين وجود دارد كه مورد اهمال و فراموشى قرار گرفته و دشمنان از سرزمينهاى دور از آن بهره مىبرند و ملتها ، خود در بدترين وضعيت و شرايط زندگى مىكنند . آنان دست گدايى به سوى ديگران دراز كرده و چشم به دست دزدان و غارتگران دوختهاند . . . پژوهشگران پيشبينى مىكنند كه نسلهاى بعدى اين ملتها ناگزير به خوردن يكديگر خواهند بود . اين احتمال چندان دور از ذهن نيست و در گذشته نيز رخ داده است . در تاريخ آمده است كه هنگام قحطى بصره ، مردم گورها را حفر مىكردند و بقاياى اجساد مردگان را مىخوردند .