محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

415

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

جهاد آزاد مىگذارد ؛ چرا كه اگر مردم را به جهاد وا دارد ، چه بسا بسيارى دشمنى در دل نهان كنند و به فتنه‌انگيزى و تفرقه‌افكنى روى آوردند و با دشمن هم‌دست شوند . ( أعاليل ) نافرمانى از جهاد را با بهانه‌هاى واهى توجيه مىكنند كه ناشى از نفاق و گمراهى آنان است . ( و سألتموني التطويل دفاع ذي الدّين المطول ) امام عليه السّلام را به عقب انداختن جهاد دعوت مىكنند و هيچ بهانه‌اى جز شانه خالى كردن از زير بار مسؤوليت و امروز و فردا كردن ، ندارند ؛ همانند بدهكارى كه بى عذر و بهانه طلبكار را به فردا و پس فردا ارجاع مىدهد . اين سخنان در حالى است كه دشمن درون خانه پا گذاشته و كشتار و ويرانى فراوان بر جاى گذاشته و تاخير در جنگ سبب دستيابى او به اهدافش مىشود . ( لا يمنع الضّيم الذّليل ) آنان ، نفسشان خوار گشته و زندگى با ذلت را بر مرگ با عزت ترجيح داده‌اند و چنين كسانى نمىتوانند ستم را از خويش دور سازند . ( و لا يدرك الحقّ إلا بالجدّ ) چنان چه علم نيز تنها با شب بيدارى و پشتكار در پژوهش و تحقيق و مطالع و تحمل تنگدستى به دست مىآيد . همچنين حق نيز تنها با دفاع زبانى و نوشتارى و اعتصاب و راهپيمايى و در صورت ضرورت انقلاب و فداكارى و از جان گذشتگى حاصل مىشود . ( أيّ دار بعد داركم تمنعون ) امام عليه السّلام سعى مىكند احساسات و عواطفشان را برانگيزد ؛ زيرا وطن همانند جان آدمى عزيز و با كرامت است و هركس وطنش را خوار شمارد ، خود را و كرامتش و بلكه دين و عقيده‌اش را خوار ساخته است ؛ چه آن كه در حديث آمده است : « حب وطن از ايمان است . » « 1 »

--> ( 1 ) . كشف الخفاء ، عجلونى : 1 / 357 ، ح 1102 ؛ امل الآمل ، حر عاملى : 1 / 11 .