محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
397
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
إنّي لم أركم : جمله تاويل به مصدر رفته و مفعول « وددت » است . وقيحا ، غيضا ، أنفاسا ، مراسا ، مقاما : همگى تمييز هستند . ها أنا ذا : « ها » براى هشدار و آگاهى و « أنا » مبتدا و « ذا » خبر است . شرح و تفسير ( فلو أنّ إمرأ مسلم مات من بعد هذا أسفا ، ما كان به ملوما ) امام عليه السّلام با اين سخن خود مىخواهد وجدان خفته آنان را بيدار كند و غيرتشان را برانگيزد تا شايد براى جنگ با سركشان و متجاوزان برخيزند ؛ ليكن آنان ، همه اين سخنان را شنيدند و سپس روى برگرداندند . ( فقبحا لكم و ترحا ) آنان كه بيچارگى مردم و ناله دردمندان اثرى در ايشان نمىگذارد ، زشت و پلشت هستند . ( فإذا أمرتكم بالسير . . . فرارا من الحرّ و الغرّ ) اين نمونه تناقضگويى و بىمنطقى آنان بود . بسيارى از ما نيز در چنين موقعيتهايى ، تناقضگو و غير منطقى هستيم . ( يا أشباه الرّجال و لا رجال ) مرد ترسو و بزدلى كه از كرامت خويش دفاع نمىكند و خوارى را مىپذيرد ، تنها در شكل و اندام مرد است . امام عليه السّلام در گفتارى ديگر در اين باره مىفرمايد : « مرد بر مرگ فرزند ، بردبارى به خرج مىدهد و در دفاع از كرامتش ترديد نمىكند . » « 1 » ( حلوم الأطفال ) عقل آنان بسان عقل كودكى است كه مىپندارد جوان شده و به سن بلوغ رسيده است و يا آن كه آنان همانند كودكى هستند كه در رويا و آرزوهاى واهى خويش زندگى مىكند ؛ با اين تفاوت كه روياهاى برخى كودكان ، شيرين و بلند و
--> ( 1 ) . « ينام الرّجل على الثّكل و لا ينام على الحرب » نهجالبلاغه : قصار 307 .