محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
379
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ترجمه خداوند ، پيامبر اسلام ، حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله را هشداردهنده جهانيان مبعوث فرمود ، تا امين و پاسدار وحى الهى باشد ؛ آنگاه كه شما ملّت عرب ، بدترين دين را داشته ، و در بدترين خانه زندگى مىكرديد ، ميان غارها ، سنگهاى خشن و مارهاى سمّى خطرناك و فاقد شنوايى ، به سر مىبرديد ؛ آبهاى آلوده مىنوشيديد و غذاهاى ناگوار مىخورديد ؛ خون يكديگر را به ناحق مىريختيد ، و پيوند خويشاوندى را مىبرديد ؛ بتها ميان شما پرستش مىشد ، و مفاسد و گناهان ، شما را فرا گرفته بود . پس از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و بىوفايى ياران ، به اطراف خود نگاه كرده ، ياورى جز اهل بيت خود نديدم كه اگر مرا يارى كنند ، كشته خواهند شد . پس به مرگ آنان رضايت ندادم . چشم پر از خار و خاشاك را ناچار فرو بستم ، و با گلويى كه استخوان شكسته در آن گير كرده بود ، جام تلخ حوادث را نوشيدم و خشم خويش را فرو خوردم و بر نوشيدن جام تلختر از گياه حنظل ، شكيبايى نمودم . ( قسمت ديگرى از همين خطبه : ) عمرو عاص با معاويه بيعت نكرد ، مگر آن كه شرط كرد تا براى بيعت ، بهايى ( امارت مصر ) دريافت دارد ، كه در اين معامله شوم ، دست فروشنده هرگز به پيروزى نرسد ! و سرمايه خريدار به رسوايى كشانده شود ! اى مردم كوفه ! آماده پيكار شويد و ساز و برگ جنگ فراهم آوريد ، زيرا كه آتش جنگ زبانه كشيده و شعلههاى آن بالا گرفته است . صبر و استقامت را شعار خويش سازيد كه پيروزى مىآورد .