محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
373
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
است كه جنايتكارى بزرگ و حرفهاى در كشتار و غارت و قتل زنان و كودكان بود . معاويه او را برگزيد و سلاح و مردانى در اختيارش نهاد و به او گفت : « بر شيعيان على عليه السّلام در باديه آن چنان سخت گير كه دلهايشان را آكنده از ترس گردانى و آنگاه به مدينه فرود آى و آن چنان آنها را بترسان كه مرگ را پيشاپيش خويش بينند ؛ چرا كه مدينه به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله پناه داد و او را عليه پدرم ابوسفيان يارى كرد . سپس به مكه برو و با مردمان آن جا نرمخو باش و سرانجام به يمن برو و كارگزار على عليه السّلام در آن شهر را بيرون كن و شيعيان عثمان را يارى ده . » « 1 » طه حسين مىگويد : « بسر به راه افتاد و فرمانهاى معاويه را انجام رساند و افزون بر آن ، خشونت و تندى و قساوت بسيار در كشتن و غارت از خود نشان داد . مردمان بسيارى را در باديه كشت و در مدينه فاجعه آفريد و آنان را مجبور به بيعت با معاويه كرد . . . و چون به يمن رسيد ، با كشتار بسيار ترس در دل آنها آفريد و از آنها براى معاويه بيعت گرفت و دو فرزند نونهال عبيد اللّه بن عباس را سر بريد . » « 2 » اين ، همان زيركى معاويه نابغه بود كه در خونريزى و غارت و بريدن سر كودكان بروز يافت و پيرو قانون ماكياولى بود كه هدف ، وسيله را به هر قيمتى توجيه مىكند .
--> نه ؟ بسر پس از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از مرتدان گشت و امام على عليه السّلام او را نفرين كرده است . براى آگاهى بيشتر نك : الاستيعاب : 64 - 67 ؛ وقعة صفين : 462 ؛ الاغانى : 15 / 45 ؛ التهذيب ، ابن عساكر : 3 / 220 ؛ تاريخ طبرى : 6 / 80 و 4 / 20 به بعد ؛ نهاية الارب ، قلقشندى : 371 ؛ الجمهره : 228 و 291 ؛ اسد الغابه : 3 / 340 و 1 / 180 ؛ كشف اليقين : 158 ؛ المعارف ، ابن قتيبه : 122 و . . . . ( 1 ) . الفتنة الكبرى - 2 - على عليه السّلام و بنوه : 137 . ( 2 ) . الفتنة الكبرى - 2 - على عليه السّلام و بنوه : 137 - 138 .