محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

353

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

برترى يابد و شعار ستمگران سست و دور گردد ؛ چنين كسى به راه هدايت دست يافته و بر آن استوار گشته است و يقين در دلش فروزان گشته است . » « 1 » ( و من العجب بعثهم إليّ أن أبرز للطّعان و أن أصبر للجّلاد ) شگفت آن كه آنان بيش از ديگران از دليرى و استوارى امام عليه السّلام خبر دارند و با اين حال امام عليه السّلام را به مبارزه فرا مىخوانند . ( هبلتهم الهبول ) امام عليه السّلام آنان را نفرين مىكنند كه ناكام گردند . ( لقد كنت و ما اهدّد بالحرب و لا ارهب بالضرب و إنّى على يقين من ربّى و غير شبهة من ديني ) شيخ محمد عبده مىگويد امام عليه السّلام در اين عبارات از آمادگى خود براى جنگ سخن مىگويد ؛ گو آن كه براى جنگ آفريده شده است . او از جنگ نمىهراسد و بلكه در آن استوار و ثابت قدم است ؛ چرا كه او به حقانيت راه خود يقين دارد . او هرگز شبهه‌اى در دينش رخ نداده است ، پس چگونه از چنين موقعيتى بهراسد . « 2 »

--> ( 1 ) . « و من أنكره بالسّيف لتكون كلمة اللّه هي العليا و كلمة الظّالمين هي السّفلى فذلك الّذي أصاب سبيل الهدى و قام على الطّريق و نوّر في قلبه اليقين » نهج‌البلاغه : قصار 372 . ( 2 ) . شرح نهج‌البلاغه ، محمد عبده : 2 / 306 .