محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

341

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

واژه‌شناسى جزع : ترس و دلهره . عبر : جمع « عبرة » به معناى پند و اندرز . مزدجة : آن چه مانع از افتادن در سراشيبى گناه و معصيت باشد . ساختار ادبى محجوب : مبتدا . ما قد عاينوا : « ما » اسم موصول و نائب فاعل براى « محجوب » است كه جاى خبر نشسته و جمله را از خبر بىنياز مىسازد . ما يطرح الحجاب : « ما » از نوع مصدرى و همه جمله تاويل به مصدر رفته و در نقش مبتدا است و خبر آن ( قريب ) در ادامه جمله است . ما فيه مزدجة : « ما » موصول و ادامه جمله خبر مقدم و مبتداى مؤخر و صله براى « ما » است . نعش دنيا چون به اين خطبه رسيدم ، به ياد خطيبان و واعظان افتادم كه گاه به خطبه‌هاى نهج‌البلاغه و شرح آنها مراجعه مىكنند . از اين روى تلاش كردم كه شرح اين بند را آسان و روان و متناسب با نياز آنان بياورم . اين نوشتار كوتاه حاوى سرفصلهايى است كه شرح و تفصيل فراوان را در پى دارد ؛ چنين كه سخن گزيده و به جاى بهتر از سخن بلند و ملال‌آور است . فرجام دنيا ، مرگ و گور و يادبود و . . . است و سپس همه چيز به پايان مىرسد ؛ گويا كه هيچ نبوده است . بنابراين دنيا همه زشتىهاى خود را آشكار ساخته و چيزى را پنهان نكرده است و اين ، انسان آگاه است كه بايد به نيكى