محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

337

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

حسن عليه السّلام زهر نوشانيد « 1 » و بدين سان او پستى و پلشتى را از هر جهت در خود گرد آورده بود . « 2 » طه حسين نيز مىگويد : « اشعث بن قيس كندى را از ياد نمىبرم كه در دوره پيامبر صلّى اللّه عليه و إله اسلام آورد و پس از رحلتش مرتد شد و قوم خود را به جنگ فرا خواند و سپس آنها را به كشتن داد و خود توبه‌كنان به مدينه شتافت . » « 3 » همچنين مىافزايد : « بعيد نمىدانم كه اشعث بن قيس ، آن حيله‌گر سرزمين عراق با عمرو عاص ، نابغه اهل شام ارتباط برقرار كرده و آن دو تمام اين نقشه‌ها را چيده باشند . آن دو جنگ بين على عليه السّلام و معاويه را طراحى كردند . پس اگر شاميان پيروز مىشدند كه آنان به هدف خود رسيده بودند و اگر شكست مىخوردند ، قرآنها را بر نيزه مىكردند تا بين ياران على عليه السّلام اختلاف افكنند . نقشه طبق برنامه به پيش رفت و اشعث و يارانش على عليه السّلام را به دست كشيدن از جنگ وادار ساختند و وى گريزى از پذيرش خواسته‌شان نداشت . به گمان بسيار اين توطئه از ابعاد بسيار بيشترى برخوردار بود و حتى موضوع اختيار طرفهاى حكميت نيز توطئه‌چينى شده بود . . . بنابراين على عليه السّلام ناگزير به پذيرش حكميت بود و نيز ناگزير بر تعيين فرد مورد نظر براى حكميت . اين حوادث از روى تصادف رخ نداد و بلكه

--> ( 1 ) . المقاتل ، ابو الفرج اصفهانى : 43 ؛ انساب الاشراف : 1 / 404 ؛ شرح نهج‌البلاغه ، ابن ابى الحديد : 4 / 11 و 17 همچنين براى آگاهى بيشتر ماجراى نوشاندن زهر نك : مروج الذهب : 2 / 353 و 6 / 55 ؛ تاريخ يعقوبى : 2 / 255 ؛ الصواعق المحرقه ، ابن حجر : 136 ؛ اسماء المغتالين من الاشراف : 44 . ( 2 ) . براى آگاهى از شرارتهاى اشعث و پسر و دخترش نك : الاستيعاب : 1 / 389 ؛ تاريخ الخلفاء ، سيوطى : 74 ؛ الارشاد ، شيخ مفيد : 3 / 15 ؛ بحار الانوار : 44 / 157 ؛ المناقب ، ابن شهر آشوب : 3 / 191 ؛ كشف الغمه : 1 / 548 ؛ روضة الواعظين : 200 ؛ الاحتجاج ، طبرسى : 2 / 11 و . . . ( 3 ) . الفتنة الكبرى - 2 - على عليه السّلام و بنوه : 80 .