محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

332

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

عمل به راى و سليقه شخصى باشد و اين كارى بسيار نادرست و مستوجب گناه است . چنين شخصى اگر نظرش از روى تصادف درست از كار درآيد ، باز گنه‌كار به شمار مىرود . امام عليه السّلام در اين بند از خطبه به چنين افرادى نظر دارد . ( ثمّ يجتمع القضاة بذلك عند الإمام الذي استقضاهم ) منظور از امام ، خليفه‌اى است كه آن افراد را به قضاوت برگزيده است . ضمير « ذلك » به حكم مورد اختلاف اشاره دارد . ( فيصوّب آرائهم جميعا ) چگونه ممكن است همه آراى متفاوت درست باشد ، حال آن كه در حديث آمده است كه هيچ دو گروهى با هم اختلاف نكردند مگر آن كه يكى از آنها گمراه باشند . « 1 » ( و إلههم واحد و نبيّهم واحد و كتابهم واحد ) پس اين همه اختلاف ناشى از چيست ؟ ! باز تاكيد بر اين مىشود كه منظور از اختلاف در اين جا ، اختلاف ناشى از عمل به راى و سليقه شخصى است كه همراه با جهل و نادانى است . ( أفأمرهم اللّه سبحانه بالاختلاف ، فأطاعوه ، أم نهاهم عنه فعصوه ) خداوند آنان را به وحدت و يگانگى دعوت كرده و از اختلاف پرهيز داده است : « از خدا و پيامبرش صلّى اللّه عليه و إله اطاعت كنيد و با هم اختلاف نكنيد كه سست مىشويد و نيروى خود را از دست مىدهيد و بردبار باشيد كه خداوند با صابران است . » « 2 » ( أم أنزل اللّه سبحانه دينا ناقصا فاستعانهم على إتمامه . . . ) امام عليه السّلام در اين خطبه به همه احتمالاتى اشاره مىكند كه در توجيه عمل به راى گفته مىشود . اين احتمالات به شيوه استفهام انكارى بيان شده و هدف از آن اثبات نادرستى عمل به راى و تاكيد بر آن است : آيا خداوند از قانونگذارى ناتوان است و

--> ( 1 ) . « ما اختلفت دعوتان إلّا كانت إحداهما ضلالة » نهج‌البلاغه : حكمت 183 . ( 2 ) . وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ انفال / 8 : 46 .