محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

317

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

شرح و تفسير ( إنّ أبغض الخلائق إلى اللّه رجلان ) محبت خداوند ، رحمت و پاداش او ، و خشم خداوند ، نقمت و عذاب او است و دشمن‌ترين مردم نزد خداوند ، دورترين آنها از رحمتش هستند . ( رجل و كّله اللّه إلى نفسه ) كسى كه نفس اماره‌اش بدون مانع و بازدارنده‌اى بر او حكم مىراند ؛ مانند متكبر مغرور و اسراف‌كار بىمبالات و بخيل تنگدست و حسود كينه‌توز و آن كه حرام مرتكب مىشود و از بدكاران پيروى مىكند و به هيچ راه مستقمى هدايت نمىشود . امام زين العابدين عليه السّلام مىگويد : « خدايا ! اگر مرا به خودم واگذارى ، از پس نفسم بر نخواهم آمد ! » « 1 » و در دعاى ديگرى آمده است : « مرا بر نفسم يارى ده به همان چيزى كه صالحان را بر نفسشان يارى مىدهى . » « 2 » و نيز : « خدايا ! از نفس من چيزهايى را بردار كه سالمش گرداند و آن چه را بگذار بماند كه به صلاحش است . » « 3 » و در دعايى ديگر : « آقاى من ! اگر مرا به خود واگذارى در كارم فرو مانم و به كارى كه مصلحت من در آن است ، نپردازم و اگر مرا به بندگانت واگذارى ، روى درهم كشند ، و اگر به اقوامم حوالت دهى ، محرومم سازند ، و اگر عطا كنند ، عطايى اندك و پر دردسر دهند ، و بر من منّت بسيار گذارند ، و بيش از حد نكوهشم نمايند ؛ پس خداوندا ! به فضلت بىنيازم كن ، و به بزرگيت مرتبه‌ام بلند گردان ، و به عطاى گسترده‌ات ، دستم

--> ( 1 ) . « اللهم إن وكلتني إلى نفسي عجزت عنها » صحيفه سجاديه : دعاى 22 . ( 2 ) . « و أعنّي على نفسي بما تعين به الصالحين على أنفسهم » صحيفه سجاديه : دعاى 20 . ( 3 ) . « اللهم خذ لنفسك من نفسي ما يخلّصها و أبق لنفسي من نفسي ما يصلحها » صحيفه سجاديه : دعاى 22 .