محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

295

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

قوى را بر ضعيف ترجيح ندهد و حفظ حقوق و اموال مسلمانان و هزينه بيت المال در موارد مورد نياز ، برايش مفهومى نداشت . امير مؤمنان عليه السّلام به طور كامل در نقطه مقابل عثمان قرار داشت و بر اين باور بود كه ثروت بايد به طور مساوى ميان همگان تقسيم شود . او به هيچ وجه نمىپذيرفت كه ثروت در دست اندكى انباشته شود تا بر ديگران بزرگى كرده و فخر بفروشند . از سخنان امام عليه السّلام است كه « اگر اين مال از خود شخص من هم بود ، آن را ميان مسلمانان مساوى تقسيم مىكردم ، پس چگونه امتياز قائل شوم ، و حال آن كه مال از خدا است . آگاه باشيد ! صرف كردن مال خدا در غير جايش تبذير و اسراف است . » « 1 » آن حضرت عليه السّلام از بيت المال تنها به اندازه‌اى برمىداشت كه نيازش را بر طرف سازد و اگر مىتوانست از نياز خود بكاهد ، اين كار را مىكرد . در جايى ديگر فرمود : « و جز جيره‌اى ساده به اندازه جيره يك ماده الاغ فرسوده ، چيزى بيشتر از آن نبرده‌ام . از اين روى جهان در نظر من از دانه بلوط تلخ هم بىارزشتر است . » « 2 » . . . و اندوختن را ناخوش‌تر از هر چيزى مىدانست . در همين باره مىفرمايد : « پس به خدا سوگند ! من از دنياى شما طلايى نياندوخته و از غنيمت‌هاى آن مالى فراوان پس‌انداز نكرده‌ام ، و به جز اين رداى كهنه كه به تن دارم ، جامه ديگرى تهيه نديده‌ام و نه در سراسر جهان زمينى خريده‌ام . » « 3 »

--> ( 1 ) . « لو كان المال لي لسوّيت بينهم ، فكيف و إنّما المال مال اللّه . ألا و إنّ إعطاء المال في غير حقّه تبذير و إسراف » نهج‌البلاغه : خطبه 126 . ( 2 ) . « و لا أخذت منه إلّا كقوت أتان دبرة و لهي في عيني أوهى و أوهن من عفصة مقرة » نهج‌البلاغه : نامه 45 . ( 3 ) . « فو اللّه ما كنزت من دنياكم تبرا و لا ادّخرت من غنائمها وفرا و لا أعددت لبالي ثوبي طمرا و لا حزت من أرضها شبرا » نهج‌البلاغه : نامه 45 .