محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
28
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
زلالى بر او باريدن گرفته و تلخى مصيبت را بزدايد ؛ چنان كه شتر غريبه را از چراگاه دور سازند . » « 1 » و نيز : « بترسيد از خدا درباره همسايگانتان كه اينان سفارش شده پيامبرتان هستند ، و آن حضرت صلّى اللّه عليه و إله همواره به خوشرفتارى با همسايگان سفارش مىكرد تا آنجا كه گمان برديم براى آنان ارثى معين خواهد كرد . » « 2 » ز ) همانگونه كه گذشت ، امام عليه السّلام دوستى و محبت را در خود يافته بود و آن را به ديگران اعلان داشت تا به سخنانش گوش دهند و بسيار بر دوست وفادار سفارش مىكرد : « به كسى كه به تو علاقهاى ندارد ، دل مبند ؛ مبادا برادرت براى قطع پيوند دوستى ، دليلى محكمتر از برقرارى پيوند با تو داشته باشد ، و يا در بدى كردن ، بهانهاى قوىتر از نيكى كردن تو بياورد . » « 3 » و از افرادى كه « با دوستى خدا با يكديگر پيوند داشته و يكديگر را ديدار مىكنند و جام محبت او را به همديگر مىنوشانند » « 4 » قدردانى مىكرد و از آزار دوستان و مشقت دادن به آنها باز مىداشت : « بدترين دوست آن شخصى است كه براى او به رنج و زحمت افتى . » « 5 » همچنين به دورى از دوستىها و دشمنىهاى افراط آميز اندرز مىدهد . « در دوستى با دوست مدارا كن ، شايد
--> ( 1 ) . « فو الّذي وسع سمعه الأصوات ، ما من أحد أودع قلبا سرورا إلّا و خلق اللّه له من ذلك السّرور لطفا ؛ فإذا نزلت به نائبة جرى إليها كالماء في انحداره ، حتّى يطردها عنه كما تطرد غريبة الإبل » نهجالبلاغه : قصار 256 . ( 2 ) . « و اللّه اللّه في جيرانكم ، فإنّهم وصيّة نبيّكم ، ما زال يوصي بهم حتّى ظننّا أنّه سيورّثهم » نهجالبلاغه : نامه 47 . ( 3 ) . « و لا ترغبنّ فيمن زهد عنك و لا يكوننّ أخوك على مقاطعتك منك على صلته و لا يكوننّ على الإساءة أقوى منك على الإحسان » نهجالبلاغه : نامه 31 . ( 4 ) . « يتواصلون بالولاية و يتلاقون » نهجالبلاغه : خطبه 214 . ( 5 ) . « شرّ الإخوان من تكلّف له » نهجالبلاغه : قصار 470 .