محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
278
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
گاه ظرف زمان است ؛ مانند : « جئت مع العصر » ( من عصر آمدم ) و گاه معناى « عند » مىدهد ؛ مانند آن چه در خطبه امام عليه السّلام آمده است : « و مع هذين الامرين » ( و با اين دو كار . . . ) و لا نسيل : عطف بر « لسنا نرعد » است . شرح و تفسير ياران جمل ، همانگونه كه در شرح ابن ابى الحديد نيز آمده ، فاعل « أرعدوا و أبرقوا » هستند . شارحان در اين باره گفتهاند : « غوغا و هياهو ، نشانه ترس و ناتوانى است و اين ، صفت ياران جمل بود كه مانند ابرى بدون باران و پر رعد و برق بودند . اما سكوت و خاموشى ، نشانه شجاعت و دلاورى است كه از صفات امام عليه السّلام بود . » « 1 » تجربهها به ما آموختهاند كه پرگويى و جنجالانگيزى ، علامت بطالت و پوچى است و غرور و سخنان بزرگتر از حد خود زدن و ادعاهاى تهى ، در بيشتر موارد ، از ضعف و ناتوانى نشأت مىگيرد . اما دلاور فروتن ، آن چه را مىگويد ، انجام مىدهد و آن چه را در توان ندارد ، ادعا نمىكند . حكيمى عارف گفته است : « بهترين جنگجو كسى است كه تمام خشم خود را بروز ندهد . » . . . امام على عليه السّلام سخنى نمىگفت مگر اين كه آن را به طور كامل انجام مىداد ؛ مانند سيلى كه جارى نمىشود ، مگر پس از فرود آمدن باران . در يكى از سخنان امام عليه السّلام آمده است : « همانا وفادارى همراه راستى است . » « 2 » يكى از فيلسوفان معاصر مىگويد : ميان
--> ( 1 ) . شرح نهجالبلاغه ، ابن ابى الحديد : 1 / 238 . ( 2 ) . « أيّها النّاس إنّ الوفاء توأم الصّدق » نهجالبلاغه : خطبه 41 .