محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

25

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

نمىكنند . » « 1 » و يا در يادآورى فريضه زكات مىفرمايد : « همانا خداى سبحان روزى فقراء را در اموال سرمايه‌داران قرار داده است ؛ پس فقيرى گرسنه نمىماند جز به كاميابى توانگران ، و خداوند از آنان درباره گرسنگى گرسنگان خواهد پرسيد . » « 2 » امام عليه السّلام در سفارش به تعاون و بيان اثر زكات و نيكوكارى در نيك‌بختى تمام افراد جامعه تا بدان جا گام برداشت كه سنتى شگفت را پديد آورد : « هرگاه انسان طلبى دارد كه نمىداند وصول مىشود يا نه ، پس از دريافت آن واجب است زكات آن را براى سالى كه گذشته بپردازد . » « 3 » بر اين اساس ، هرگاه فردى به بازگشت طلب خود از ديگرى مطمئن نباشد و پس از گذشت مدتى ، طلب خود را باز پس گيرد ، بر او لازم است كه زكات مال خود را براى مدتى كه مالش در دست ديگرى بود ، بپردازد . هرچند چنين حكمى در شريعت وجود ندارد ؛ اما با نگاهى دقيق به موضوع ، موجّه مىنمايد . از آن جايى كه قرض دهنده اميدى به بازگشت مال خود نداشت ، پس با بازگشت طلبش ، به گنجى غير قابل پيش‌بينى دست يافته است و بر او است كه بخشى از آن را يا به سبب وجوب زكات و يا به سبب لزوم شكر خداوند به تهيدستان بدهد . « كسى كه نعمت‌هاى فراوان خدا به او روى كرد ، نيازهاى فراوان مردم نيز به او روى آورد ، پس اگر صاحب نعمتى حقوق واجب الهى را بپردازد ، خداوند نعمت‌ها را بر او جاودانه سازد ، و آن كس كه حقوق

--> ( 1 ) . « ألا و إنّ اللّسان الصّالح يجعله اللّه تعالى للمرء في النّاس خير له من المال يورّثه من لا يحمده » نهج‌البلاغه : نامه 120 . ( 2 ) . « إنّ اللّه سبحانه فرض في أموال الأغنياء أقوات الفقراء فما جاع فقير إلّا بما منع غنيّ و اللّه تعالى جدّه سائلهم عن ذلك » نهج‌البلاغه : قصار 328 . ( 3 ) . « إنّ الرّجل إذا كان له الدّين الظّنون يجب عليه أن يزكّيه لما مضى إذا قبضه » نهج‌البلاغه : قصار 260 .