محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
244
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( كأنّهم لم يسمعوا كلام اللّه يقول : تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ « 1 » بلى و اللّه لقد سمعوها و وعوها و لكنّهم حليت الدّنيا في أعينهم و راقهم زبرجها ) از سخنان امام عليه السّلام است كه : « نه هر صاحب قلبى ، خردمند است ، و نه هر دارنده گوشى ، شنوا است ، و نه هر دارنده چشمى ، بينا است . » « 2 » هر انسانى كه از تجربهها بهره نگيرد و به حكم عقل و بديهيات ايمان آورده و عمل كند ، و از آن چه مىبيند و مىشنود ، پند نگيرد ، مانند كسى است كه عقل و چشم و گوش ندارد . خداوند مىفرمايد : « به يقين ، گروه بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم ؛ آنها دلهايى ( عقلهايى ) دارند كه با آن ( انديشه نمىكنند ، و ) نمىفهمند ، و چشمانى كه با آن نمىبينند ، و گوشهايى كه با آن نمىشنوند ؛ آنها همچون چهارپايانند ؛ بلكه گمراهتر ! اينان همان غافلانند ! » « 3 » ( لو لا حضور الحاضر ) گفته شده كه منظور از آمدن حاضر ، اجتماع مهاجران و انصار براى بيعت با امام عليه السّلام است يا رسيدن زمانى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله براى نبرد امام پس از خود تعيين كرده بود و يا تفسيرهاى ديگرى كه توسط شارحان بيان شده است . اما به باور نگارنده ، منظور از حضور حاضر ، پيش آمدن وضعيت موجود در آن زمان و رواج و همهگير شدن فساد است . ( و قيام الحجّة بوجود الناصر ) حجت كامل شد و ديگر عذر و بهانه هيچكس در سكوت برابر فساد و گمراهى ، نزد خداوند پذيرفته نيست . امام عليه السّلام پس از آن
--> ( 1 ) . قصص / 28 : 83 . ( 2 ) . « و ما كلّ ذي قلب بلبيب ، و لا كلّ ذي سمع بسميع ، و لا كلّ ناظر ببصير » نهجالبلاغه : خطبه 88 . ( 3 ) . وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ اعراف / 7 : 179 .