محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

239

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

عثمان با او بيعت نكرد و بيعت با على ، اتفاقى ناگهانى و شتابزده در آن شرايط بود . . . همچنين اگر بر آنان خلافت مىكرد ، آنان را به سمت حقيقت آشكار و مقصد درست - آن چنان كه خليفه دوم گفته بود « 1 » - راه مىبرد و حقيقت ، بر آنان تلخ‌مزه و دشوار مىنمود و سرانجام درمىيافتند كه پايدارى امام عليه السّلام بر حق و صلابت او در اجراى عدالت ، به ضرر آنان و نه به نفعشان پايان يافت . با اين توضيح ، سخن امام عليه السّلام ناظر بر رأى و نظر آنان و نه بر واقعيت است . بنابراين بر خلاف نظر برخى از شارحان ، جاى ترديد نيست كه سخن مورد نظر از سوى امام على عليه السّلام بيان شده باشد ؛ چه آن كه هر مقامى را مقالى است و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله پيش از امام عليه السّلام به مشركان گفته بود : « و ما يا شما بر ( طريق ) هدايت يا در ضلالت آشكارى هستيم ! » « 2 » سپس مهاجران و انصار به امام عليه السّلام رو نهادند و اصرار كردند كه خلافت را بپذيرد و آشفتگى مسلمانان را چاره سازد ؛ چرا كه او ، تنها كسى بود كه رغبت مردم را در زندگى آزادانه و شرافتمندانه بازتاب مىداد و از آن چه راه گريزى نداشت ، نمىگريخت . دكتر طه حسين مىگويد : « همگان با خود و با هر آن كه مىيافتند ، انديشيدند و تنها به على عليه السّلام تمايل نشان دادند و او را بر رقيبانش ، ترجيح دادند . اين چنين بود كه مهاجران و انصار ، به على عليه السّلام روى آوردند و در جلب نظر او پافشارى كردند . على عليه السّلام ابتدا تلاش كرد تا از قبول رهبرى جامعه سر باز زند ، ولى بهانه‌اى نيافت . على عليه السّلام به طور قطع خلافت

--> ( 1 ) . نك : انساب الاشراف : 5 / 18 ؛ شرح نهج‌البلاغه ، ابن ابى الحديد : 12 / 259 ؛ الفتح المبين : 2 / 180 و . . . ( 2 ) . وَ إِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلى هُدىً أَوْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ سبإ / 34 : 24 .