محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

226

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

مىشويد ؟ ! » « 1 » و عمر گفت : « همگان از عمر بيشتر مىفهمند ، حتى زنان خلخال‌پوش ! » « 2 » ( فصاحبها كراكب الصّعبة إن أشنق لها خرم ، و إن أسلس لها تقحّم ) مرجع ضمير در « صاحبها » خلق و خوى عمر است . دارنده چنين طبيعتى به فردى سوار بر شترى چموش مىماند كه اگر لگامش را محكم كشد ، پرده‌هاى بينى حيوان پاره مىشود و اگر لگام را شل گيرد ، تقدير خود را به دست او سپرده است . ( فمني الناس لعمر اللّه بخبط و شماس و تلوّن و اعتراض ) منظور امام عليه السّلام از اين بخش ، گرفتارى مردم به طبيعت عمر است كه آميخته‌اى از آشفتگى و تزلزل ، و خشكى و سختى است . از آشفتگى به « خبط » و از خشكى به « شماس » تعبير مىكند و منظور از « تلون » دگرگونى و تغيير از حالتى به حالت ديگر و « اعتراض » به معناى ناپايدارى و زود خسته شدن است . ( فصبرت على طول المدّة و شدّة المحنة ) مراد از مدت طولانى بردبارى ، مدت زمان خلافت پيشينيان امام عليه السّلام است و اى كاش مىدانستم كه چه زمان ، اوضاع بر امام عليه السّلام آرام گرفت كه تنها از دوران خلفاى پيش از خود گله مىكند ؟ ! آيا خلافت او بر كوفه و بصره و يا در زمان صفين و نهروان و يا هنگام شهادت كه سر به سجده داشت ، با آسايش و آرامش توأم بود ؟ ! تمام زندگى امام عليه السّلام و فرزندان و نوادگانش سرشار از درد و محنت است .

--> ( 1 ) . وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً نساء / 4 : 20 . ( 2 ) . مجمع الزوائد : 4 / 284 ؛ الكشاف ، زمخشرى : 1 / 491 ؛ فيض القدير : 2 / 8 ، ح 1187 ؛ كشف الخفاء : 1 / 269 ، ح 844 ؛ المبسوط ، سرخسى : 10 / 153 ، سنن بيهقى : 7 / 422 ؛ تفسير ابن كثير : 1 / 475 و . . . .