محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
199
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
درست و عفت : پاك شدن و از بين رفتن . الشّرك : راهها . المناهل : جمع « منهل » به معناى سرچشمه . الأخفاف و الأظلاف : هر دو به معناى سمها است كه اولى براى شتر و دومى براى گاو و بز و گوسفند به كار مىرود و براى انسان از واژه « قدم » استفاده مىشود . السنابك : كنارههاى سم . السّهود : بيدارى شب و بيخوابى . ساختار ادبى و الناس فى فتن : حرف « و » ، حاليه و جمله متشكل از مبتدا و خبر است . بهم : ضمير به كسانى برمىگردد كه از شيطان اطاعت كردهاند . جاهلون مفتونون : هر دو خبر براى ضمير « هم » هستند . بأرض : بدل از « من خير دار » و يا متعلق به آن چه « من خير دار » به آن تعلق دارد . شرح و تفسير معناى اين بند مشخص است و واژگان ، هممعنا يا شبيه به هم هستند ؛ شرح برخى از جملات و واژگان نيز در بخش واژهشناسى گذشت . لذا به طور خلاصه به مضمون اين بخش اشاره مىشود . خداوند ، حضرت محمد صلّى اللّه عليه و إله را در مكه كه شريفترين و بافضيلتترين نقطه زمين بود ، مبعوث كرد و در آن زمان ، ساكنان آن ، پليدترين ساكنان زمين بودند . . . امام عليه السّلام در بيان پليدى آنان ، زيادهگويى مىكند ؛ چه آن كه در مقام خطابه است و در صدد