محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

188

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

مسلمان حقيقى هنگامى كه به حج مىرود ، چنين احساس مىكند كه دعوتنامه‌اى با امضاى خداوند و پيامبرش صلّى اللّه عليه و إله از آسمان براى او نازل شده تا در زمانى معين ، در جشن باشكوه مكه حاضر شود ؛ بنابراين مىشتابد و مىخواند : « لبيك اللهم لبيك ، لبيك لا شريك لك لبيك ، ان الحمد و النعمة لك و الملك ، لا شريك لك » و هنگامى كه با كعبه رو به رو مىشود ، قلبش از شدت فرح و سرور مىتپد و اشك از چشمانش سرازير مىشود كه موفق به برآوردن خواست پروردگار خود شده است و در مكانهايى مىايستد كه پيامبران خدا در آن ايستاده‌اند و مطابق سخن امام عليه السّلام همانند فرشتگانى شده است كه برگرد عرش الهى طواف مىكنند . بازخورد اين حالت خوشى و شادمانى در نفس انسان ، احساس مسؤوليتى است كه در برابر پروردگار و صاحب اين خانه به انسان درست مىدهد . همانا حكمت از تشريع حج ، احساس مسؤوليت در برابر نيرويى قهار و جهانى و شايسته اطاعت و فرمانبرى است و تنها دليلى است كه انسان را به صفت تدين و ايمان ، ملقب مىسازد و تفاوتى ميان جاهل و عالم در اين مجال نيست . هرچند كه بسيارى از حاجيان ، به هيچ وجه اين مسؤوليت را درك نكرده ؛ پس از اتمام حج همانى خواهند شد كه پيش از حج بوده‌اند ؛ ليكن امام عليه السّلام درباره كسانى سخن مىگويد كه درك مىكنند و در پاسخ به دعوت خداوند و براى تواضع و فروتنى در برابر عظمت او و اقرار به عزت و كرامتش ، به حج مىروند . آن كه چيزى از اين هنگامه نمىفهمد ، از حجاج خانه خدا نيست ؛ هرچند كه هر سال به حج رود ، و همان‌گونه كه امام عليه السّلام گفته است ، چه بسيار روزه‌دارانى كه جز تشنگى و گشتنگى ، بهره ديگرى از