محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
186
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
گوهر حج معناى اين فراز از خطبه امام عليه السّلام روشن ، و بىنياز از شرح و تفسير است . بنابراين به موضوع ديگرى مىپردازيم كه آن ، راز عميق نهفته در حج است و خود ، حقيقت خويش را تفسير كرده ، پرده از گوهر خويش برمىدارد . امام على عليه السّلام به راز عميق حج با اين عبارت اشاره كرده است : ( و يألهون إليه ولوه الحمام ) و اكنون ، آن چه نگارنده از اين راز مىفهمد : نه تنها مسلمانان كه غير مسلمانان نيز از حج سخن گفتهاند و در مورد آن قلم فرسايى كرده و بسيار تكرار كردهاند كه حج ، گردهمايى جهانى و بزرگى است كه توسط مسلمانان در مكانى يكسان برگزار مىشود و در با همديگر آشنا شده و مشورت مىكنند . گردهمايى حج يا ديگر گردهمايىهايى كه در اين جا يا آن جا منعقد مىشوند ، چه نتيجهاى دارند ؟ ! و آيا هر مسلمانى كه به مكه مىرود ، آشنايى و مشورت با ديگران را در سر خود مىپروراند ؟ ! و اگر بنا به تصادف با يك يا دو نفرى آشنا شد ، آيا اين آشنايى ، چيزى فراتر از ديدارى ساده است ؛ همانگونه در رستوران يا وسايل نقليه عمومى اتفاق مىافتد ؟ ! راز نهفته در حج بزرگتر و پيچيدهتر از اين سخن است و در پاسخ به اين پرسشها مىتوان به آن دست يافت : چرا انسان مسلمان با چنين بىتابى و اشتياقى به حج مىرود و هزينههاى سنگين و سختىها و خطرهاى سفر و حضور در منى و عرفات و انجام سعى و طواف را به جان مىخرد ؟ و چرا پيش از مسافرت ، مدارك خود را از ادارهاى به اداره ديگر برده و از كاروانى به كاروان ديگر مىرود تا مقدمات سفر خويش را فراهم آورد ؟ و آيا محمد صلّى اللّه عليه و إله نوعى سحر و جادو در سنگهاى كعبه نهاد كه بر جادوگران پنهان مانده است