محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

165

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

توجه مردم را به نداى فطرتشان جلب كنند ؛ چه آن كه فطرت لوحى سفيد و بدون هيچ‌گونه جهت‌دهى است . ( و يذكروهم منسيّ نعمته و يحتجّوا عليهم بالتبليغ و يثيروا لهم دفائن العقول و يروهم آيات المقدرة من سقف فوقهم مرفوع و مهاد تحتهم موضوع ) به اين ترتيب ، وظيفه پيامبران مشخص مىشود كه همانا يادآورى نعمت‌هاى خداوند براى بندگان و فراخوانى آنان به تفكر و تأمل در خلق خدا و آثار او است كه نشان از قدرت و عظمت خداوند دارد . ( و معايش تحييهم و آجال تنفيهم و أوصاب تهرمهم و أحداث تتابع عليهم ) همچنين از وظيفه پيامبران است كه مردم را به روشهاى درست زندگى رهنمون شده ، از حرام باز دارند ؛ چه آن كه دنيا با تمام دردها و اندوه‌هايش ، آنان را تا زوال و نابودى خواهد برد . بر اساس آن چه گذشت ، وظيفه پيامبران روشن مىشود كه همانا بيم دادن ( انذار ) و بشارت دادن ( تبشير ) است و هيچ سود و زيانى را براى كسى در اختيار ندارند و هر آن چه از توصيفات و صورتهاى عجيب و غريب بر آن اضافه گردد ، خارج از دين و بىبهره از آن است . ( و لم يخل اللّه سبحانه خلقه من نبيّ مرسل أو كتاب منزل أو حجّة لازمة أو محجّة قائمة ) حجت خداوند بر بندگان پس از بيان خواست و اراده خويش به آنان و صدور معصيت و نافرمانى از سوى آنان تمام مىشود . البته لازم نيست كه خداوند خواست و اراده خويش را از زبان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و به صورت مستقيم به بندگانش برساند و انتقال سخن خداوند از طريق كتابى آسمانى مانند قرآن و سنت ثابت و معتبر رسولش ، نيز معتبر و كافى است كه عبارت « المحجة القائمة » به همان اشاره دارد . اما مراد از عبارت « الحجة اللازمة » عقل يا امام معصوم عليه السّلام است كه در سخن امام على عليه السّلام نيز به آن اشاره شده است : « زمين