محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
153
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
استعمارگران و صهيونيستها ، توجيه سركشىها و تجاوزهاى خود بر انسانيت و ارزشهاى آن را در كنيسه يافتند كه گناه و معصيت را غريزهاى در گل و سرشت آدمى مىداند . . . و چون از ستم و عصيان آنها شكايت شود ، خواهند گفت كه اينها اعمال خداوند و از اراده ما خارج است . هركس حكم راند ، انحصارطلب شد و آن كه به تصرف و انحصار نپرداخت ، از اين كار ناتوان بوده است . از همين روى ، نيروهاى شر و بدى همواره به پشتيبانى از كنيسه و تمام متعلقاتش مىپردازند ؛ حتى آنان برخى از ارباب عمائم را كه تحول يافته ، ديگرگون شدهاند ، به خدمت گرفتند و لختى پيش يكى از آنان سخنرانى كرد و در نشريهاى به چاپ رساند و با استناد به ظاهر برخى آيات مدعى شده بود كه پيامبران در اميال و خواستههاى نفسانى خويش مانند تمام انسانها هستند . شنيده شده و چندان دور از واقعيت نيست كه هيأتهاى تبشيرى مسيحى ، انتشاراتى را فريب دادند تا كتاب « تنزيه الانبياء » از شريف مرتضى را تجديد چاپ كند و نسخههاى فراوانى را از آن خريده ، در ميان مردم پخش كردند . هدف آنان ، اين بود كه توجه مردم را به گناه حضرت آدم عليه السّلام و برخى آيات حاكى از آن جلب كنند : « آدم پروردگارش را نافرمانى كرد ، و از پاداش او محروم شد . » « 1 » و نيز : « تا خداوند گناهان گذشته و آيندهاى را كه به تو نسبت مىدادند ، ببخشد ( و حقانيت تو را ثابت نموده ) و نعمتش را بر تو تمام كند و به راه راست هدايتت فرمايد . » « 2 » و . . . توجيه شريف مرتضى از گناه پيامبران
--> ( 1 ) . وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى طه / 20 : 121 . ( 2 ) . لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقِيماً فتح / 48 : 2 .