محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

110

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

الرقيم : لوح . ساختار ادبى ثمّ : شارحان در بيان نقش تركيبى « ثم » در ابتداى اين بند ، بسيار سخن گفته‌اند و برخى آن را عطف معنوى به جملات پيشين و در ارتباط با قدرت خداوند دانسته‌اند : ( أنه يخلق بلا حركة و لا همامة نفس . . . ثم أنشأ . . . ) متلاطما : صفت براى ماء ( آب ) و « تياره » فاعل آن است . متراكما زخّاره : همانند قبل است . في فلك : جار و مجرور و متعلّق به محذوف كه صفت دوم براى سراج و قمر است . نكاتى درباره كائنات انسانها درباره ماهيت كيهان و اصل و منشأ آن و همچنين هيأت و شكل آن در آغاز پيدايش ، بسيار سخن گفته‌اند و اين كه آيا جهان از خاك و آب و آتش و باد پديد آمده است يا اين كه از آتش به تنهايى و يا آب به تنهايى و يا از مواد فراوان ديگرى ؟ آيا به يك باره پديد آمده و يا تدريجى وجود يافته است ؟ . . . انسانها تا جايى كه توهم و خيال بشرى راه مىبرد ، در اين موضوع سخن گفته‌اند و شايد به همين سبب است كه امام عليه السّلام در اين خطبه به منشأ جهان اشاره مىكند و گويا هدف از اين سخنان ، آگاهى نسلهاى آينده از درستى اسرار نهانى بود كه امام على عليه السّلام بر زبان راند و آنها را از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله شنيده و او نيز از خدا دانسته بود . پيش از شرح كلام امام عليه السّلام لازم است كه به نكاتى توجه داده شود . اشاره به اين نكات در راستاى تقريب مقصود امام عليه السّلام به ذهن خواننده نيست ، و